|
|
جایگاه علم در فرهنگ اسلامی: بررسی دو نظریه
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سیاهپوش ابوتراب
|
منبع
|
جامعه پژوهي فرهنگي - 1393 - دوره : 5 - شماره : 2 - صفحه:111 -132
|
چکیده
|
در بین مورخان علم دو نظریة عمده دربارة جایگاه علم در فرهنگ اسلامی وجود دارد: برخی بر این باورند که علم در اسلام مسئلهای حاشیهای است و اساساً در دستگاه تعلیم و تربیت اسلامی، پدیدة علم از جایگاه جدی و بااهمیتی برخوردار نبوده و در حاشیه قرار داشته است. طرفداران این نظریه آن را «نظریة حاشیهای» مینامند. بنا بر این نظریه، دستاوردها و موفقیتهای بزرگ و انکارناپذیر علمیِ دانشمندان مسلمان و فیلسوفان طبیعی را باید ثمرة محفلهای خصوصی دانست که از فشارها و تضییقات راستدینان و سنتگرایان در امان ماندند. عدهای هم بر این اعتقادند که علم در فرهنگ اسلامی از شان و منزلت والایی برخوردار بوده و اساساً واژة علم و دانش در هیچ تمدنی، به جز تمدن اسلامی، چنین جایگاهی نداشته و واژهای کلیدی در این تمدن بوده است. طرفداران این نظریه آن را «نظریة ضبط و تخصیص» نام نهادهاند. بر اساس این نظریه، اگرچه علوم معقول در جهان اسلام بر علوم منقول غالب نشد، ولی با آن از در آشتی درآمد. این مقاله بنا دارد با بهرهگیری از منابع معتبر به بررسی این دو نظریه بپردازد.
|
کلیدواژه
|
علم ,دانش ,فرهنگ ,تمدن ,اسلام ,عقلانیت ,سنتگرایی ,زوال
|
آدرس
|
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی, پژوهشکده مطالعات اجتماعی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|