|
|
امکان معرفت عینی به عالم خارج در فلسفه ابن سینا و صدرالمتالهین
|
|
|
|
|
نویسنده
|
جلیلی مقدم مجتبی ,معصوم حسین
|
منبع
|
آيين حكمت - 1392 - دوره : 5 - شماره : 18 - صفحه:41 -64
|
چکیده
|
مکتبهای فلسفیِ مشا و متعالیه، هر چند به طور مستقل و خاص به مباحث معرفت شناختی ـ آنگونه که در فلسفه غربی در دوره جدید مطرح شده ـ نپرداختهاند، هر کدام ضمنِ مباحث هستیشناسانه خود به آن نظر دارند و برای تبیین چگونگیِ حصول معرفت به عالم خارج میکوشند. نمایندگان بزرگ این دو مکتب بزرگ یعنی ابنسینا و صدرالمتالهین، به فراخور هستیشناسیِ خویش، دیدگاههای بدیعی در باب متعلَق شناخت، فاعل شناسا و نیز چیستیِ علم ارایه کردهاند. ابنسینا علم به عالم خارج را از سنخ انتزاع میداند و، بر این اساس، با قایل شدن به وجود کلی طبیعی در عالم خارج و نیز با اعتقاد به قوای بیرونی و درونی برای نفس آدمی، که در نهایت از عقل فعال مستفیض میشود، به تبیین درک عینی عالم خارج میپردازد. اما صدرالمتالهین با نگاه اصالت وجودی خویش راه دیگری برای این تبیین میپیماید. در این دیدگاه، آنچه عالم خارج را تشکیل داده امری غیرماهوی و از جنس وجود است و وجودِ کلی طبیعی را برنمیتابد؛ نفس نیز از جنس وجود میباشد و قوای آن مراتب و شیون آن هستند؛ علمِ به واقعیات خارجی نیز نه از جنس انتزاع بلکه وجودِ برترِ آنها در مراتب مختلف است. این وجود برتر راهگشای عینیت معرفت به عالم خارج در دیدگاه صدرایی است.در این نوشتار در پیِآنیم که چگونگیِ امکان کسب معرفت عینی به عالم خارج را در فلسفه ابنسینا و صدرالمتالهین تبیین کرده، پایههای تشکیلدهنده این عینیت را با یکدیگر مقایسه کنیم.
|
کلیدواژه
|
معرفت عینی ,متعلَق شناخت ,فاعل شناسا ,کلی طبیعی ,عقل فعال ,انطباق
|
آدرس
|
دانشگاه تبریز, ایران, دانشگاه تهران, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|