>
Fa   |   Ar   |   En
   نقد معرفت‌شناسی رئالیسم انتقادی با تکیه بر مبانی نوصدرائیان  
   
نویسنده جعفری علی ,کرد فیروزجائی یارعلی
منبع آيين حكمت - 1399 - دوره : 12 - شماره : 46 - صفحه:53 -84
چکیده    یکی از آسیب های اندیشه دینی در جامعه اسلامی، طرح علوم انسانی مبتنی بر مبانی فلسفی غربی است. راه مقابله با این آسیب نیز طرح مسائل بنیادین اندیشه اسلامی و مقایسه تطبیقی آن با اندیشه های معاصر و تاثیرگذار در جوامع غربی در موضوعات نوینی است که در عرصه معرفت شناسی مورد توجه قرار گرفته است. بدین منظور پژوهش حاضر ضمن معرفی مبانی معرفت شناسی حکمت صدرایی و رئالیسم انتقادی، تلاش می‌کند تا به ارزیابی رئالیسم انتقادی در تبیین واقعیت بر مبنای یافته های به ‏دست ‏آمده از حکمت صدرایی بپردازد و به دنبال پاسخ‎گویی به این پرسش است که آیا رئالیسم انتقادی می‎تواند با تکیه بر مبانی معرفت شناسی خویش تبیین درستی از واقعیت داشته باشد؟ از این رو، این پژوهش با گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی در نهایت به این نتیجه می‌رسد که رئالیسم انتقادی پس از تمایز قایل شدن بین متعلق لازم معرفت (آنچه که وجود دارد) و متعلق متعدی معرفت (آنچه می توانیم بدانیم)، همچنان از تبیین واقعیت بازمانده است؛ در حالی که ملاصدرا در حکمت متعالیه بر خلاف رئالیسم انتقادی، تعینات معرفت را تماماً به ابعاد اجتماعی آن باز نمی گرداند، بلکه از تعینات و ابعاد وجودی علم نیز بحث می کند. و حقایق عالم را امور عقلی می داند که آنچه در خارج به ادراک حسی در می آید، مرتبه نازله از آن حقایق درک ‏شده توسط عقل است.
کلیدواژه نوصدرائیان، رئالیسم انتقادی، بسکار، معرفت‌شناسی، واقعیت
آدرس دانشگاه باقرالعلوم(ع), ایران, دانشگاه باقرالعلوم(ع), ایران
پست الکترونیکی firouzjaei@bou.ac.ir
 
   a critical study of the epistemology of the critical realism based on neo-sadrians` foundations  
   
Authors jafari ali ,kurd firoozjaei yarali
Abstract    one of the harms of religious thought in islamic society is the design of the humanities based on western philosophical principles. the way to deal with this damage is to raise the fundamental issues of islamic thought and compare it with contemporary and influential ideas in western societies on new issues that have been considered in the field of epistemology. to this end, the present study, while introducing the epistemological foundations of sadra's wisdom and critical realism, tries to evaluate critical realism in explaining reality based on the findings of sadra's wisdom and seeks to answer this question. is it possible for critical realism to have a correct explanation of reality based on its epistemological foundations? therefore, this study, being library-based and using a descriptive-analytical research method, finally concludes that critical realism, after distinguishing between the necessary object of knowledge (what exists) and the transitive object of knowledge (what we can know), with the reduction of the field of science to its transcendental object, as well as with the reduction of the internal content of knowledge to its social dimensions, has suffered from cognitive difficulties and has still failed to explain reality. whereas mulla sadra in his transcendent wisdom, unlike critical realism, does not return the designations of knowledge entirely to its social dimensions, but also discusses the designations and existential dimensions of science. and he considers the truths of the world to be rational matters, that what is perceived outside the senses is the descent of those truths perceived by the intellect.
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved