کاربرد تحلیل های معناشناختی در شناسایی تغییرات ساختاری واژگان قرآنی (مطالعه موردی: سوره مبارکه اعراف)
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
احمدی محمدنبی
|
|
منبع
|
مطالعات قرآن و حديث - 1396 - دوره : 11 - شماره : 1 - صفحه:135 -152
|
|
چکیده
|
نگاه معناشناختی به متن و تحلیل معنایی واژگان آن، یکی از راه های دست یابی به دقایق معنا و پی بردن به مقصود اصلی گوینده است. این نوع نگاه، به طور خاص در یک متن دینی مانند قرآن که از سطوح معنایی متعددی برخوردار است به دلیل اهمّیّت پیام و نقش آن در تامین سعادت جاودان بشر اهمّیّتی مضاعف مییابد. یکی از مهمترین ویژگیهای زبان عربی تغییر و تحول ساختاری واژگان در این زبان است که شامل مواردی از قبیل ادغام، ابدال، اشتقاق، و غیره میگردد. محقّقان و مفسّران علوم قرآنی در پژوهشهای خود تنها به تبیین و توضیح چگونگی ساختار واژگان بسنده کرده و اشارهای به ارتباط ساختاری واژهی مزبور با بافتی که در آن قرار گرفته، ننمودهاند. در نوشتار حاضر این موضوع با رویکرد معناشناختی مورد دقّت و تامّل قرار گرفته است؛ بدین سان، پژوهش حاضر با بررسی و تحلیل تحولات ساختاری در سوره اعراف، ضمن تبیین کاربرد تحلیل های معناشناختی در شناسایی تغییرات ساختاری واژگان قرآنی روشن میسازد که این تغییرات ساختاری هرگز اتفاقی و تصادفی رخ نداده است، بلکه ارتباط و تناسب عمیق و دقیقی بین سیاق معنایی و تغییرات ساختاری واژگان نهفته است و این پیوند و تناسب معنایی سبب میشود تا واژگان دستخوش تغییراتِ متنوع صرفی قرار گیرند و با تعبیرهای متنوعی استعمال شوند. این نوشتار با روش تحلیلی – توصیفی و با رویکرد معناشناختی به بررسی و تحلیل این اصل در سوره اعراف میپردازد.
|
|
کلیدواژه
|
قرآن کریم، سوره اعراف، تحلیل معناشناختی، ساختار واژگان قرآنی
|
|
آدرس
|
دانشگاه رازی, گروه عربی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
mn.ahmadi217@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|