|
|
«آزادی» بهمثابه مسئلهای فلسفی و الهیاتی در اندیشه مری دیلی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
شریف زهرا
|
منبع
|
معرفت اديان - 1403 - دوره : 15 - شماره : 2 - صفحه:111 -128
|
چکیده
|
مری دیلی الهیدان و فیلسوف قرن بیستم است که در آخرین تطور اندیشهای خود، بهنحو رادیکال الهیات مسیحی و نظامهای مبتنی بر آن را محدودکننده زنان و مشروعیتبخش به سلطه مردان قلمداد کرده است. او معتقد است که این الهیات در آموزهها، نمادها و نهاد خود یعنی کلیسا، سلسلهمراتبی عمل کرده و با تبدیل زنان به دیگری، آنها و تجربیات و آگاهیهایشان را انکار و منحرف نموده است. خدای پدر، مسیح، هبوط، کلیسا و اخلاق مذکرمحور، اموری هستند که دیلی بهمثابه پایههای جنسیتنگری الهیات از آنها عبور میکند. او خدا را از مقوله فعل میداند و آن را «هست-ن» نام میگذارد و بهجای ایده تجسد مردانه از خدا، «ظهور ثانی»، یعنی شهود پویای وجود را بهعنوان طریق ارتباط خدا با موجودات بیان کرده، «هبوط» را بهجای خروج از تعالی، بهمعنای ورود به آن قلمداد میکند. فضای جدید از منظر او، کیهانخواهری است که از طریق «زن-شدن» محقق میشود. زن-شدن عبارت از تحقق هستا-یی زنان از طریق مشارکت با هست-ن است و دارای دو لبه فردیت و مشارکت است. وجه جمعی زن-شدن یا همان خواهری بهدلیل شمول دایره هست-ن است که در نتیجه آن، موجودات متناهی با امری مشارکت فعال دارند که همگی در آن شریکاند و این سبب تحقق مشارکت جمعی هستیشناسانۀ کیهانی میشود. انقلاب زنان، اختصاصی به زنان ندارد؛ زیرا بهدنبال دوجنسیتی شدن انسان و عبور از دوگانههای جنسیتی است، اما این زناناند که با شهود وجود، آن را آغاز کرده، این بصیرت را بهنحوی دریافت میکنند که به دیگران نیز سرایت میدهند. ازآنجاکه زنان بیگانگانِ همیشگی نظام الهیاتی بودهاند، نسبتبه مردانی که تحت این ظلم نبودهاند، شرایط متفاوتی دارند و برایناساس، «برابری» راهکار کافی برای سفر بهسوی دوجنسیتی شدن نیست. پرتکرارترین واژه در ادبیات دیلی، «آزادی» است. از نظر او، آزادی امری سیاسی، جنسی یا اجتماعی صرف نیست. او آزادی را بهمعنای انسان شدن و مشارکت در وجود و آن را در ارتباط با غایت و سعادت مطرح میکند. برایناساس، آزادی در نگاه او مسئلهای فلسفی و الهیاتی است.
|
کلیدواژه
|
آزادی، مری دیلی، الهیات جنسیتی، خواهری، فرارَوی، غایت، مردسالاری
|
آدرس
|
پژوهشگر پژوهشکده زن و خانواده, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
freedom as a philosophical and theological problem in mary daly's thought
|
|
|
Authors
|
|
Abstract
|
mary daly is a theologian and philosopher of the 20th century who, in the latest evolution of his thought, has radically considered christian theology and the systems based on it as limiting women and legitimizing the authority of men. he believes that this theology has acted hierarchically in its doctrines, symbols, and institution, i.e. the church, and by turning women into others, it has denied and distorted them and their experiences and knowledge. god the father, christ, the descent, the church, and male-oriented ethics are the things that daly goes through as the foundations of sexism in theology. he considers god as a verb and calls it being and instead of the idea of a male incarnation of god, he says second appearance, i.e. the dynamic intuition of existence as the way of god’s communication with creatures, and descend instead of exiting from the sublime to mean entering that. from her point of view, the new space is a sister cosmos that is realized through becoming a woman. becoming a woman is the realization of women’s existence through participation with existence, and it has two sides of individuality and participation. the collective aspect of becoming a woman or sisterhood is due to the inclusion of the circle, as a result of which, finite beings actively participate in something that they all share in, and this causes the realization of cosmic ontological collective participation. the women’s revolution is not exclusive to women; because it seeks bisexuality of man and crossing gender dualities, but these are the women who started it with the intuition of existence, they receive this insight in a way that they spread it to others. since the since women have always been outsiders of the theological system, they have different conditions compared to men who have not been subjected to this oppression, and therefore, equality is not a sufficient solution for the journey towards bisexuality. the most frequent word in daly literature is freedom. in his opinion, freedom is not just a political, sexual, or social thing. he proposes freedom as the meaning of becoming a human being and participation in existence, and it is related to the goal and happiness. therefore, in his view, freedom is a philosophical and theological issue.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|