|
|
سنجش تاثیر معافیت کالاها و خدمات بر ضریب جینی و شدت تنازلی بودن مالیات بر ارزشافزوده؛ مقایسۀ قانون مالیات بر ارزشافزودۀ سال 1387 و اصلاحات مصوب آن در سال 1399
|
|
|
|
|
نویسنده
|
مهاجری پریسا ,سبحانیان محمدهادی
|
منبع
|
مطالعات اقتصادي كاربردي ايران - 1400 - دوره : 10 - شماره : 39 - صفحه:45 -71
|
چکیده
|
مالیات بر ارزشافزوده، نوعی مالیات بر مصرف است که با تقویت انگیزههای پسانداز، مشوق سرمایهگذاری و تولید است. لکن، ماهیت تنازلیاش، کاستی این نوع مالیات است و بهدلیل تحمیل بار مالیاتی بالاتر به طبقات آسیبپذیر، آثار نامطلوبی بر توزیع درآمد بهجای میگذارد. در مواجهه با مسالۀ مذکور، دو رویکرد در کشورها اتخاذ شده است؛ نخست، معاف نمودن گروهی از کالاها که سهم بالایی در سبد هزینۀ خانوارهای کمدرآمد دارند و طراحی یک نظام مالیاتی با نرخهای چندگانه، بهنحوی که کالاها و خدمات لوکس مشمول نرخهای مالیاتی بالاتر شوند. ایران نیز در زمرۀ کشورهایی است که با تمرکز بر رویکرد نخست، شماری از کالاها و خدمات را در قانون مالیات بر ارزشافزودۀ 1387 از پرداخت مالیات معاف و دامنۀ این معافیتها را در اصلاحات اخیر مجلس در سال 1399 گسترش داده است. در مقالۀ حاضر با استفاده از دادههای هزینهدرآمد خانوار در سال 1397، تاثیر اعمال هر یک از ساختارهای مالیاتی فوق بر شدت تنازلی بودن و ضریب جینی ارزیابی شده است. یافتههای مقاله نشان میدهد که اولاً اعمال ساختار مالیات بر ارزشافزودۀ مصوب 1387، شدت تنازلی بودن بار مالیاتی دهکهای درآمدی روستایی را کاهش میدهد، اما تاثیر چندانی بر دهکهای درآمدی شهری ندارد؛ ثانیاً موسع نمودن معافیتها در مصوبۀ سال 1399 نسبت به قانون 1387، نهتنها کمکی به بهبود شدت تنازلی بودن مالیات بر ارزشافزوده نمیکند، بلکه بار مالیاتی همۀ دهکهای درآمدی خانوارهای شهری و روستایی را افزایش میدهد؛ ثالثاً معافیتها، تاثیر معنیداری بر ضریب جینی ندارد و قادر نیست نابرابری توزیع درآمدی را بهبود بخشد.
|
کلیدواژه
|
مالیات بر ارزشافزوده، معافیت مالیاتی، شدت تنازلی بودن، ضریب جینی، جدول داده-ستانده محصول در محصول
|
آدرس
|
دانشگاه علامۀ طباطبائی, دانشکدۀ اقتصاد, گروه اقتصاد نظری, ایران, دانشگاه خوارزمی, دانشکدۀ مدیریت, گروه مدیریت, ایران
|
پست الکترونیکی
|
hadi.sobhanian@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Measuring the Effect of Goods Exemptions on the Gini Coefficients and the Degree of Regressiveness of Value Added Tax; A Comparison between the Value Added Tax Low of 2008 and its Amendments in 2020
|
|
|
Authors
|
Mohajeri Parisa ,Sobhanian seyyed Mohammad Hadi
|
Abstract
|
Valueadded tax is a type of consumption tax that encourages investment and production by strengthening savings incentives. However, its regressiveness nature is a weakness of this type of tax, and because of the higher tax burden imposed on lowincome deciles, it has adverse effects on income distribution. In the face of this problem, two approaches have been adopted in the countries implementing the VAT system; the first is to exempt the group of goods that have a high share of lowincome households’ spending baskets, and the second is to design a multirate tax system so that luxury goods and services are subject to higher tax rates. Iran is also one of the countries that, by focusing on the first approach, exempted a number of goods and services from the VAT law approved in 2008 and expanded the scope of these exemptions in the recent amendments approved by the parliament in 2020. In the present article, using household incomeexpenditure data in 1397, the effect of applying each of the above tax structures on the degree of regressiveness and Gini coefficient has been evaluated. The findings of the article indicate that first of all, the implementation of the value added tax structure approved in 2008 reduces the intensity of the tax burden of rural income deciles, but does not have much effect on urban income deciles. Secondly, the extension of exemptions in the amendment approved by the parliament in 2020 compared to the previous law in 1387, not only does not help improve the severity of the regressiveness of VAT, but also increases the tax burden on all income deciles of urban and rural households. Third, exemptions do not have a significant effect on the Gini coefficient and cannot improve income inequality. Given that expanding the scope of exemptions has virtually no role in reducing income inequalities, it is recommended that while limiting the scope of exemptions, a logical framework for exemptions be designed.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|