|
|
تحلیل کهنالگویی حکایت «جولاهه با مار» مرزباننامه
|
|
|
|
|
نویسنده
|
صحرائی قاسم ,کلانتر نوشآفرین
|
منبع
|
كهن نامه ادب پارسي - 1392 - دوره : 4 - شماره : 3 - صفحه:141 -154
|
چکیده
|
ازنظر یونگ بین رویا، اساطیر، ادبیات، و بهطور کلی هنر رابطۀ بسیار نزدیکی برقرار است. او از بازتافتن نمادهای اساطیری و صورتهای ازلی در رویا و آفرینشهای ادبی و هنری سخن گفت؛ زیرا صور مثالی در هنر و ادبیات هم خود را مانند رویا نشان میدهند. مرزباننامه از متون نثر ادبیات کلاسیک ایران است که «صور مثالی» در آن، در قالب حکایتهای اخلاقی و اساطیری بروز کرده است. در پژوهش حاضر، کهنالگویهای مهمی چون «خود»، «مادر مثالی»، «پیر دانا»، «ولادت مجدد»، «آنیما» و «پرسونا» در حکایت «جولاهه با مار» از باب هشتم مرزباننامه، بررسی شد و نتیجه گرفته شد که مرد جولاهه، نماد «من» یا «پرسونا» است که از طریق همسرش، که نماد نیمۀ مادینۀ ناخودآگاه (آنیمای) اوست، بهسوی «خودشناسی» سوق داده میشود و با راهنمایی مار (نماد «پیر فرزانه») به شناخت خود و «فردیت» میرسد. محتوای خوابهای پادشاه، بیانگر تضاد و ناسازگاری عناصر روان مرد ازجمله «سایه» و «پرسونا» است که با فراخوان خود و راهنمایی «پیر»، به سازگاری و تکامل منجر میشود. درکل، حکایت «جولاهه با مار» بیانگر نوعی فرایند «فردیت» و تجلی منویات پنهان ناخودآگاه جمعی است که در مرزباننامه، بهصورت ناخودآگاه نمایان شدهاست.
|
کلیدواژه
|
کهنالگو ,روانکاوی ,مرزباننامه ,جولاهه با مار
|
آدرس
|
دانشگاه لرستان, دانشیار گروه ادبیات،دانشگاه لرستان, ایران, دانشگاه لرستان, دانشجوی دکتری ادبیات،دانشگاه لرستان, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|