|
|
بررسی رابطۀ «خدایگان و رعیت» در آراء سیاسی سعدی از منظر تاریخگرایی نو
|
|
|
|
|
نویسنده
|
امید بخش علیرضا ,جلالی محمد امیر
|
منبع
|
كهن نامه ادب پارسي - 1400 - دوره : 12 - شماره : 2 - صفحه:91 -124
|
چکیده
|
مقالۀ حاضر به بررسی آراء سیاسیِ سعدی دربارۀ ارتباط میان شاه و رعیت، براساس تمامی آثار وی (بوستان، گلستان، قصاید، قطعات، رسائل و غزلیات) و رابطۀ آثار او با نفی یا تثبیتِ «قدرت» از منظر «تاریخگرایی نو» میپردازد. در اینجا نسبت آثار سعدی با «قدرت» ذیل دو دورۀ سیاسی بررسی شده است: 1. دورۀ سوم حیات سعدی (عصر اتابکان فارس) 2. دورۀ چهارم حیاتِ او (عصر پس از اتابکان و چیرگی حاکمان مغول). نگارش رسالۀ نصیحۀالملوک، آغازیدن بوستان با دو باب «عدل» و «احسان» (که همسو با متون نظری در سیاست مُدُن است) و قراردادن بابِ «در سیرت پادشاهان» به عنوان نخستین باب گلستان، نشاندهندۀ میزان اهمیت تبیین و اصلاح نوع رابطۀ شاه و رعیت (شیوۀ حکومت و کشورداری) از دید سعدی است. سعدی ایجاد سه رکن «رفاه»، «امنیت» و «آرامش» را مهمترین وظایف یک حکومت در قبال مردم میداند. نفی انگارۀ ظلاللهی، عبور از تمثیلهای رایجِ «شبان گوسفند» به «سر بدن» و «درخت ریشه»، و قرائت متفاوت و گاه معکوس (در قبال خوانش رایج) از مناسبات شاه و رعیت، بیانگر تفاوت دیدگاههای سیاسی سعدی نسبت به خوانشهای مشهور و ترویجیافته از این رابطه در روزگارِ اوست. قرائت سیاسی اروپائیان از آثار سعدی نیز موید قابلیتهای سیاسی آثار وی است.
|
کلیدواژه
|
آثار سعدی، تاریخگرایی نو، نقد قدرت، رابطۀ شاه و رعیت، رسالۀ نصیحۀالملوک
|
آدرس
|
دانشگاه علامه طباطبائی, گروه زبان و ادبیات انگلیسی, ایران, دانشگاه علامه طباطبائی, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران. دانشگاه پکن, چین
|
پست الکترونیکی
|
m.jalali@atu.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Relationship between King and People in Sa’di’s Political Views: A New Historicist Approach
|
|
|
Authors
|
Omidbakhsh Alireza ,jalali mohammadamir
|
Abstract
|
The present study examines Sa’adi’s political views on the relationship between King and people and also approval or denial of political power based on all of his works, i.e., the Bustān, the Golestān, Qaṣāyed (Odes), Moqaṭṭaʿāt (“Fragments”), Rasāel (“Treatises”) and Ḡazaliyyāt (“sonnets”) from a New Historical approach. This investigation was conducted considering two periods: the third era of Sa’adi’s life (the era of AtābakāneFārs, from 1257 to 1264), and the fourth era of his life (from the decline of Atābakān to the domination of the Mongol rulers). His political treatise, i.e., Naṣiḥat AlMolūk, meaning “advice for rulers”, the first two books of the Būstān that are begun with “justice” and “benevolence” in line with theoretical texts in modern politics, and the first chapter of Golestān entitled “Of the Customs of Kings” all indicate the significance of the relationship between king and people (i.e., governing a country) in Sa’di’s views. Establishing “social welfare”, “security”, and “peace” in society, is the most significant duty of a government towards its people. Denial of the idea of God’s shadow, transcending the “shipshepherd” allegory and moving towards “headbody” and “treeroot” allegories, and different, often reverse, reading of king –people relationship express Sa’di’s different political views in comparison with the common and wellknown readings of this relationship in Sa’di’s era. Europeans’ reading of Sa’di’s works confirms the political capability of his works.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|