تقابل جهانشناختی «هنر» با «جادو» در شاهنامه(با تکیه بر داستان فریدون و ضحّاک)
|
|
|
|
|
نویسنده
|
جبّاری نجم الدّین
|
منبع
|
كهن نامه ادب پارسي - 1396 - دوره : 8 - شماره : 3 - صفحه:19 -38
|
چکیده
|
واژۀ هنر، با توجّه به ریشه و معناهایش، فضایلی اخلاقی را تمثیل میکرد که در بستر جهانبینی مردشاهی برآمده بودند. این فضایلِ مردانه، مقابل ویژگیهایی ایستادند که در جهانبینی زنشاهی بودند؛ جادوگری یکی از این ویژگیها بود که همچون یک ضدارزش در تقابل با هنر تعریف میشد. هنر با این بار معنایی، در همۀ ادوار، به عنوان خصلت آزادگان تعریف شد که این تکرارها با توجّه به خاستگاهاش (مهرپرستی)، حکایت از رسوخ جهانبینی مهری میکند که واژه در بستر آن بالیده بود. پهلوان آرمانی با تاسّی از ایزد مهر، میکوشید رفتار این ایزد را بورزد و در درونش نهادینه کند که همین هنجارها به اندرزنامههای دوران اسلامی هم درآمدند. این مقاله به شیوهای توصیفیتحلیلی، نخست به دگردیسیهای معنایی واژۀ هنر میپردازد؛ سپس با بازخوانی داستان فریدون و ضحّاک، هنر را بازتاب دهندۀ جهانبینی مردشاهی میداند که در تقابل با جادو، به عنوان ویژگی برآمده از جهانبینی زنشاهی خودنمایی میکند.
|
کلیدواژه
|
هنر، جادو، جهانبینی زنشاهی، جهانبینی مردشاهی، مهرپرستی
|
آدرس
|
دانشگاه کردستان, پژوهشکدۀ کردستانشناسی, گروه زبان و ادب فارسی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
njabari@uok.ac.ir
|
|
|
|
|