تبیین جامعهشناختی نقش نیروهای اجتماعی و اقتصادی در وقوع انقلاب اسلامی ایران براساس نظریه بهرسمیتشناسی هونث
|
|
|
|
|
نویسنده
|
محمدی نعیما
|
منبع
|
جامعه شناسي تاريخي - 1394 - دوره : 7 - شماره : 2 - صفحه:115 -147
|
چکیده
|
در مقاله حاضر با استفاده از روش تاریخی و تکنیک تحلیل فرایند، به آزمون نظریه هونث در زمینه تحلیل نقش نیروهای اجتماعی- اقتصادی در وقوع انقلاب اسلامی ایران طی دهههای چهل و پنجاه پرداختهایم. تحقق انقلاب ایران با توجه به این رویکرد نظری، به ناکامی شاه در اجرای برنامه مدرنیزاسیون برمیگردد که دارای ابعاد سکولاریسم، ناسیونالیسم و کاپیتالیسم بود. تحلیل دادههای تاریخی با توجه به این نظریه نشان میدهد همزمان با احساس تحقیر، اختلال در بهرسمیتشناسی و انکار و بیعدالتی توسط برخی نیروهای اجتماعی، تحولی اساسی در رویکرد حوزه علمیه به سیاست شکل گرفت. گرایش روحانیون بهسمت جامعهپذیریِ استحالهگرایانه این امکان را فراهم آورد تا آنان بتوانند بهشکل موثری طبقات اجتماعی مختلف را علیه رژیم شاه بسیج کنند. روحانیون درنتیجه اجرای طرح سکولاریسم در زمره گروههایی قرار گرفتند که تحقیر شده بودند. احزاب سیاسی و ناراضیانِ طبقه متوسط شهری اعم از دانشگاهیان، نویسندگان و روشنفکران چپ بهدلیل تاکید رژیم بر ناسیونالیسم شاهنشاهی دچار اختلال در بهرسمیتشناسی شدند. انگیزه براندازی رژیم برای این گروه از نیروها بیشتر وجه اجتماعی داشت؛ اما انقلاب اسلامی در ایران تابع نقش نیروهای اقتصادی نیز بود. بازاریان سنتی، مهاجران و حاشیهنشینان شهری بازندگان طرح مدرنیزاسیون بودند. این گروه برنامه کاپیتالیسم شاه را ناعادلانه و به ضرر خود میدانستند؛ به همین دلیل با پیوستن به ایتلاف روحانیون، انقلاب 1357 در ایران بهوقوع پیوست. براساس نتایج این تحقیق، بهرسمیتشناسی یکی از مهمترین عوامل ایجاد گروههای ناراضی است که امکان بسیج تودهها را علیه قدرت فراهم میکند.
|
کلیدواژه
|
انقلاب اسلامی ایران ,تحقیر اجتماعی ,اختلال در بهرسمیتشناسی ,بیعدالتی اجتماعی ,انکار
|
آدرس
|
دانشگاه شهید باهنر کرمان, استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه شهیدباهنر کرمان، کرمان، ایران , ایران
|
پست الکترونیکی
|
naima.mohammadi@yahoo.com
|
|
|
|
|