>
Fa   |   Ar   |   En
   نظریه ساختاریابی و شکل‌گیری دولت استبدادی رضا‌‌شاه در ایران  
   
نویسنده عابدی اردکانی محمد ,آذرکمند فرزاد
منبع جامعه شناسي تاريخي - 1394 - دوره : 7 - شماره : 1 - صفحه:87 -119
چکیده    از زمان پیدایش دولت مدرن در ایران توسط رضاشاه تاکنون، روی‌کردهای مختلفی درباره چگونگی شکل‌‌گیری یا ماهیت آن مطرح شده است. اما از میان آن‌ها، دو روی‌کرد برجسته‌تر ‌‌و مهم‌تر ‌‌است که به‌نوعی در‌مقابل هم قرار می‌‌گیرند: یکی روی‌کرد «سلطانیسم» است که مدافعان آن به پیروی از ماکس وبر، دولت رضاشاه را حالت خاص و افراطی از پاتریمونیالیسم (پدرسالاری) می‌‌دانند و نگاهی نخبه‌‌گرایانه (کارگزارمحور) دارند؛ دیگری روی‌کرد «دولت مطلقه» است که اغلب بر عوامل ساختاری تاکید و نقش ساختارها را در شکل‌‌گیری دولت رضاشاه برجسته می‌‌کند و نقش چندانی برای کارگزار (رضاشاه) قایل نمی‌‌شود. در این مقاله سعی شده است با استفاده از نظریه «ساختاریابی» گیدنز، به نقش متقابل ساختار و کارگزار در شکل‌گیری دولت استبدادی رضاشاه پرداخته شود. در‌واقع، ساختاریایی روشی است که به نقش کارگزار در بستر (ساختار) و ارتباط متعامل و متقابل ساختار و کارگزار توجه می‌‌کند. از‌این‌رو، با کاربرد این نظریه در چگونگی پیدایش دولت رضاشاه، این نتیجه به‌دست می‌آید که هیچ‌یک از این دو دیدگاه نمی‌توانند بیانگر تمام واقعیت باشند؛ بلکه تلفیقی از آن دو بهتر می‌تواند شکل‌گیری دولت رضاشاه را تحلیل کند.
کلیدواژه دولت استبدادی ,رضاشاه ,کارگزار ,ساختاریابی ,ایران
آدرس دانشگاه یزد, دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه یزد، ایران, ایران, دانشگاه یزد, دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه یزد، ایران, ایران
 
     
   
Authors
  
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved