|
|
بازتعریف آق اوی: الگویی برای مسکن انتقالی پس از سیل 1398 گلستان
|
|
|
|
|
نویسنده
|
خورشیدیان عبدالمجید
|
منبع
|
باغ نظر - 1402 - دوره : 20 - شماره : 121 - صفحه:85 -94
|
چکیده
|
بیان مسئله: تامین مسکن موقت پس از سانحه بهمنظور حفاظت از آسیبدیدگان و ازسرگیری فعالیتهای روزمره ی آنان اهمیت دارد، اما ممکن است یک انتقال واقعی سکونت را ایجاد نکند. باگذشت سه سال از سانحه ی سیل در روستای چنسولی، شکلهای مختلفی از انتقال سکونت مشاهده میشود. درحالیکه در برخی نمونهها انتقال سکونت از طریق اتمام بازسازی مسکن دائم و یا تکامل تدریجی مسکن موقت به انجام رسیده است، تعدادی از خانوارهای آسیبدیده همچنان در آلاچیقهای موقت به سر میبرند و یا به خانههای آسیبدیده ی پیشین خود بازگشتهاند و سلامت و ایمنی آنان در خطر است. هدف پژوهش: ارائه ی نظریهای که بتواند انتقال سکونت آسیبدیدگان از حالت موقت به دائم در روستای چنسولی را تبیین کند. روش پژوهش: این پژوهش جهت شناسایی عوامل موثر بر انتقال سکونت خانوارهای آسیبدیده از رویکرد کیفی و روش نظریه ی زمینهای بهره گرفته است. گردآوری دادهها از طریق مشاهده ی مشارکتی و مصاحبههای نیمهساختاریافته صورت گرفته است. انتخاب نمونهها بهصورت هدفمند و براساس نمونهگیری نظری به انجام رسیده و تا مرحله ی اشباع نظری ادامه یافته است. تحلیل دادهها از طریق کدگذاری دادههای کیفی به انجام رسیده است. نتیجهگیری: بازتعریف الگوی مسکن آقاوی باهدف انتقال سکونت آسیبدیدگان ناشی از سیل از طریق بازآفرینی معنای مکان امکانپذیر است. مدل زمینهای این تحقیق نشان میدهد، این امر به شرایط «شیوه ی حمایت از تامین اسکان» و «اقتصاد محلی»، تامین «ایمنی و امنیت»، و «آسایش اقلیمی» وابسته است. تعاملات ساکنین نسبت به شرایط مزبور در قالب مقولات «مشارکت جمعی»، «ظرفیتهای آقاوی»، «احساس تعلق»، «تکامل تدریجی»، و «فرم مسکن موقت» دستهبندی شدند. درنهایت پیامدهای حاصل از این تعاملات بهصورت استفاده از «گزینههای استفاده ی مجدد» از اسکان موقت، تلاش برای «حفظ هویت فرهنگی»، و در تعدادی از نمونهها «عدم انتقال سکونت» بروز کرده است.
|
کلیدواژه
|
سرپناه پس از سانحه، مسکن انتقالی، سیل، آقاوی، آق قلا
|
آدرس
|
دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل, دانشکدۀ عمران, گروه معماری, ایران
|
پست الکترونیکی
|
abdolmajid.khorshidian@nit.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
redefining the aq-oi: a pattern for transitional housing after the 2019 golestan flood
|
|
|
Authors
|
khorshidian abdolmajid
|
Abstract
|
problem tatement: providing temporary housing after a disaster is essential to protect the survivors and resume their daily activities, but it may not result in an actual housing transition. after three years of the flood in chen-soley, different forms of housing transition are observed. while in some cases, the residence transition has been done through the completion of the reconstruction of permanent housing or the incremental evolution of temporary housing, some affected households still live in temporary units or have returned to previously damaged houses, and their health and safety are at risk. research objective: this study attempts to present a theory that can explain the transition of residence of the survivors from temporary to permanent housing in chen-soley village. research method: this research has used the qualitative approach and the grounded theory method to identify the factors affecting the transition of residence of affected households. data collection was done through participatory observation and semi-structured interviews. samples were selected through theoretical sampling and data analysis was carried out through qualitative data coding. conclusion: it is possible to redefine the pattern of aq-oi housing to transition the residence of survivors by recreating the meaning of the place. the paradigm model of the research shows that this matter depends on the causal conditions, including “the way of supporting housing provision” and “local economy,” providing “safety and security,” and “climate comfort”. residents’ interactions regarding these conditions were classified into the categories of “community participation,” “capacities of aq-oi,” “sense of belonging,” “incremental evolution,” and “form of temporary housing”. ultimately, the consequences of these interactions have appeared in the form of using “reusing options” of temporary housing, trying to “maintain cultural identity”, and, in some cases, “non-transition of residence”.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|