|
|
تبیین جایگاه وجودشناختی و معرفتشناختی علیت از دیدگاه ارسطو و ابنسینا
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سالم مریم
|
منبع
|
آينه معرفت - 1394 - دوره : 15 - شماره : 43 - صفحه:27 -51
|
چکیده
|
چکیدهدر مواجهه با نظام فکری ارسطو و ابنسینا که تا حدود زیادی هممشرب هستند و به اصطلاح رایج در تاریخ فلسفه، در سنت مشایی میاندیشند، این سوال به ذهن میرسد که اصل علیت چه نقشی در شکلگیری نظام فکری و نظریات آنها دارد؟ آیا با حذف علیت میتوان به تبیین عقلانی پیدایش، تغییر، حرکت و معرفت رسید؟ با بررسی آثار ارسطو و ابنسینا به خوبی درمییابیم که علل در نظام فلسفی آنها نقش مهمی درایجاد و تحقق اشیا در خارج و شناخت آنها دارند و به عبارت دیگر جایگاه وجودشناختی و معرفتشناختی علل از اهمیت به سزایی برخوردار است. از نظر ارسطو هرچهار قسم از علل اربعه برای تحقق و تبیین پیدایش از طریق حرکت لازم است و در قیاس و استقرا نیز نقش مهمیایفا میکنند. نزد ابنسینا علیت نه تنها در بحث خلقت و آفرینش نقش مهمیدارد، بلکه عامل پیونددهنده تمام موجودات و خالق آنها است و باعث میشود که جهان از نظمی به هم پیوسته و ضروری بهرهمند شود. بنابراین علیت فقط در حرکت و از قوه به فعل رسیدن اشیا موثر نیست، بلکه چیزی فراتر از حرکت در پیدایش موجودات نقش دارد و علت فاعلی موجودات را از امکان ذاتی خارج کرده و آنها را واجب کرده و موجود میکند. علاوه بر آن علیت در شناخت موجودات از طریق حد و برهان نقش اساسایفا مـیکند. ایـن دو فیلسوف مشایی با وجود آنکه به اهمیت علیت در ایجاد پدیدهها و شناخت جهان رسیدهاند، اما در برخی جزییات با هم تفاوتهایی دارند.
|
کلیدواژه
|
علیت ,علل اربعه ,ایجاد ,حرکت ,معرفت ,ارسطو ,ابن سینا ,causation ,the four causes ,creation ,movement ,knowledge ,Aristotle ,Avicenna
|
آدرس
|
دانشگاه شهید بهشتی, عضو هییت علمی دانشکده الهیات و ادیان دانشگاه شهید بهشتی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
m-salem@sbu.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|