|
|
تحلیل انتقادی آراء ابنتیمیه بر انگاره عرفانی «اعیان ثابته»
|
|
|
|
|
نویسنده
|
جلیلی رضا ,خسروشاهی مرتضی
|
منبع
|
آينه معرفت - 1400 - دوره : 21 - شماره : 68 - صفحه:147 -170
|
چکیده
|
از منظر ابنتیمیه، اعیان ثابته را باید یکی از ارکان مهم نظریه وحدت وجود دانست. او بر این باور است که ثبوت معدوم و شیء دانستن آن از سوی ابن عربی، کفرآمیز و بدتر از نظریه ثابتات ازلی معتزله است. مقاله پیشرو که با شیوه توصیفی تحلیلی و به روش کتابخانهای به بررسی سخنان ابن تیمیه پرداخته است، میکوشد تا به تبیین این دیدگاه بپردازد و آراء وی را تحلیل و بررسی کند. ابن تیمیه را میتوان در یک نظر کم بهره از علم عرفان و اصطلاحات آن دانست؛ چرا که در سرتاسر آثار خود با ذهنی تحصُّلی و مادیگرایانه و نیز بدون توجه به زبان و اصطلاحات رایج عرفانی به نقد اصول و مبانی آن پرداخته است. اعیان ثابته در منظومه فکری ابن عربی، در حضرت علمی(تعین ثانی) حقتعالی، دارای شیئیت ثبوتی است نه شیئیت وجودی و با تجلی اسماء و صفات الهی مستقیم مرتبط است. براین اساس وی معتقد است، اسمای الهی از مسیر اعیان ثابته ظهور مییابند و اعیان خارجی مظاهر و آثار وجودی اعیان ثابتهاند؛ بنابراین باید گفت: نه اشکالات ثابتات ازلی دامنگیر این نظریه است و نه انتقادات ابنتیمیه. ریشه اشکال نقدهای ابنتیمیه در مبانی هستیشناسی و معرفتشناختی او دارد.
|
کلیدواژه
|
اعیان ثابته، معدوم ثابت، ابن تیمیه، ابن عربی، عرفان
|
آدرس
|
دانشگاه ادیان و مذاهب قم, ایران, دانشگاه ادیان و مذاهب قم, ایران
|
پست الکترونیکی
|
dr.morteza.khosroshahi@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Ibn Taymiyyah’s Views on Mystical Perception of “Fixed Entities” (Ayn Sabitah); A Critical Analysis
|
|
|
Authors
|
Jalili Reza ,Khosroshahi Morteza
|
Abstract
|
Ibn Taymiyyah claims that “Fixed Entities” should be considered as one of the important pillars of the Unity Theory. He believes that the stable nonexistent and considering it as an object by Ibn Arabi is blasphemous and worse than Eternal Fixed (Sabetate Azali) which stated by Mutazila. This study attempts to discover Ibn aymiyyah’s ideas by descriptiveanalytical method. Ibn taymiyyah can be considered as does not have enough knowledge about mysticism and its terms. since in all his works, he has criticized its principles and foundations with an academic and materialistic mind, as well as without paying attention to the common mystical language and terms. Fixed entities in Ibn Arabi’s point of view, in second determination of the Almighty, have a fixed objectivity, not an existential object and is directly related to the manifestation of divine names and attributes. Accordingly, the believes that the divine names emerge through the path of the fixed entities and the external entities are the manifestations and existential effects of the fixed entities. Therefore, it should be said: neither the defects of the eternal fixed (Sabetate Azali) affect this theory nor the criticisms of Ibn Taymiyyah. Ibn Taymiyyah’s critique is rooted in his ontological and epistemological foundations.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|