|
|
اثربخشی آموزش راهبردهای تنظیم هیجان بر اشتیاق تحصیلی، کمکطلبی یادگیری و اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه
|
|
|
|
|
نویسنده
|
فانی شیرین ,حسینی نسب داود ,پناه علی امیر
|
منبع
|
خانواده و پژوهش - 1400 - دوره : 18 - شماره : 4 - صفحه:113 -130
|
چکیده
|
هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای تنظیم هیجان بر اشتیاق تحصیلی، کمک طلبی یادگیری و اهمال کاری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر گرگان بوده است. به این منظور 30 دانش آموز به صورت هدفمند از میان جمعیت مذکور انتخاب شدند، سپس به روش تصادفی در یک گروه آزمایش (15 دانش آموز) و یک گروه کنترل (15نفر) گماشته شدند. برای گروه آزمایش بسته آموزشی راهبردهای تنظیم هیجان گراس(2002) اجرا شد. شایان ذکر است که دانش آموزان در مرحله پیش و پس از اجرا به پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلومنفلید و پاریس (2004)، کمک طلبی رایان و پینتریچ (1997) و اهمال کاری تحصیلی سالامون و راث بلوم (1984) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس یک راهه و تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که آموزش راهبردهای تنظیم هیجان بر کمک طلبی یادگیری و اهمال کاری دانش آموزان دختر اثری مثبت داشته است. از مولفه های اشتیاق تحصیلی، افزایش اشتیاق رفتاری (10/95=f و 0/003= p) و اشتیاق عاطفی (6/97=f و 0/014= p) معنا دار، ولی اشتیاق شناختی (3/15=f و 0/088= p) معنادار نبوده است. در مورد افزایش کمک طلبی تحصیلی، مولفه اجتناب از کمک (3/65=f و 0/06= p) غیرمعنادار، اما پذیرش کمک (4/60=f و 0/04= p) معنادار بود. در زمینۀ کاهش اهمال کاری تحصیلی هر سه مولفه آمادگی برای امتحانات (175/65=f و 0/01= p)، آمادگی برای تکالیف (37/22=f و 0/01= p) و آمادگی پایانی (28/54=f و 0/01= p) معنادارشده اند. بنابراین، می توان با به کارگیری روش آموزش راهبردهای تنظیم هیجان، متغیرهای انگیزشی مرتبط با یادگیری را احتمالاً افزایش داد.
|
کلیدواژه
|
اشتیاق تحصیلی، اهمال کاری تحصیلی، تنظیم هیجان، کمک طلبی یادگیری
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز, گروه روانشناسی تربیتی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز, گروه روانشناسی تربیتی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Effectiveness of Teaching Emotion Regulation Strategies in Academic Engagement, Academic Help-Seeking, and Academic Procrastination among Female Senior High School Students
|
|
|
Authors
|
Fani S. ,Hosseininasab ,Ph.D. S. D. ,Panahali ,Ph.D. A.
|
Abstract
|
This study sought to investigate the effectiveness of teaching emotion regulation strategies in academic engagement, academic helpseeking, and academic procrastination among female senior high school students in Gorgan. To this end, 30 students were selected through purposive sampling method and then were randomly assigned to an experimental (N=15) and a control group (N=15). The experimental group received training in Gross (2002) emotion regulation strategies package. It should be noted that both groups were pre and posttested using School Engagement Questionnaire (Fredricks, Blumenfeld Paris, 2004), Academic HelpSeeking Scale (Ryan Pintrich, 1997) and Procrastination Assessment Scale for Students (Solomon Rothblum, 1984). Data were analyzed using ANCOVA and MANCOVA. Results showed that teaching emotion regulation strategies had a positive effect on academic helpseeking and procrastination of female students. Regarding the components of academic engagement, increase in behavioral engagement (F=10.95, P=0.003) and emotional engagement (F=6.97, P=0.014) was significant; however, increase in cognitive engagement was not significant (F=3.15, P=0.088). As to the components of academic helpseeking, increase in refusing help was not significant (F=3.65, P=0.06), while increase in accepting help was significant (F=4.60, P=0.04). With regard to academic procrastination, decrease in all three components of exam preparation (F=175.65, P=0.01), homework preparation (F=37.22, P=0.01), and final preparation (F=28.54, P=0.01) was significant. As a result, teaching emotion regulation strategies can possibly increase learningrelated motivational variables.
|
Keywords
|
academic engagement ,academic procrastination ,emotion regulation ,academic help-seeking
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|