|
|
بررسی نسبت عقل و دین در اندیشهی دکارت
|
|
|
|
|
نویسنده
|
عابدی مصطفی ,اصغری محمد ,موسی زاده عیسی
|
منبع
|
جستارهاي فلسفه دين - 1400 - دوره : 10 - شماره : 1 - صفحه:77 -96
|
چکیده
|
در عقلگرایی جدید که با دکارت شروع میشود، معرفت فراتر از عقل جایی ندارد و هر آنچه با عقل شناختنی نباشد، در حوزه معرفت جای نمیگیرد. از آنجا که دکارت ایمان را از سنخ معرفت نمی-شمارد، میان عقل و دین تفاوتی ماهوی میگذارد و آن دو را به دو معنای کاملاً مختلفی تفسیر مینماید؛ به این معنا که ایمان را از تبار باور شمرده و آن را با اعتماد و اطمینان برابر میداند. ایمان برخلاف معرفت و عقلانیت که بهتدریج و برپایه تلاش آدمی بهدست میآید، دفعتاً رخ میدهد و وحی الهی نه بهتدریج و تدرُّج بلکه در ضمن تغییری دفعی ما را به مقام اعتقادی مصون از خطا برمیکشد. دکارت در باب ارتباط روش ریاضی با مقولات دینی نیز معتقد است که اساساً روش ریاضی در حوزۀ ایمان کاربردی نداشته و به حوزه معرفت عقلانی محدود است. وی در داوری میان دین و عقل، به سود دین حکم میکند و الهیات را به مثابۀ علم غیرممکن میشمارد.
|
کلیدواژه
|
دکارت، عقل، فلسفه، دین، روش، الهیات
|
آدرس
|
دانشگاه تبریز, دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی, گروه فلسفه, ایران, دانشگاه تبریز, گروه فلسفه, ایران, دانشگاه تبریز, دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی, گروه فلسفه, ایران
|
پست الکترونیکی
|
isa.mousazadeh83@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
a study of the relationship between reason and religion in descartes’ thought
|
|
|
Authors
|
abedi mostafa ,asghari mohmmad ,mosazade isa
|
Abstract
|
in modern thought, started from cartesian philosophy, there is no room for any knowledge beyond reason so that everything cannot be perceived by reason regarded as unknowable. descartes believes that faith cannot be a kind of human knowledge and as a result of this fact, he separates them as two different matters of two different essences. he regards faith as a belief and equates it with reliance or confidence. faith, contrary to knowledge and rationality which acquired step by step through human endeavor, occurs suddenly. the divine revelation transcends us to the immune belief in god not through gradual process but through immediate change. regarding to the method, descartes maintains that his method (i. e. mathematical one) is not applicable to the realm of faith because it is confined to that of reason. finally, in confliction between reason and faith, descartes sides with the latter, and plainly pronounces that it is impossible to have the theology as a science.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|