|
|
امر سوم در احکام تالیفی پیشینی در فلسفه کانت
|
|
|
|
|
نویسنده
|
ماحوزی رضا
|
منبع
|
زبان و ادب فارسي - 1388 - دوره : 52 - شماره : 214 - صفحه:89 -104
|
چکیده
|
کانت معتقد است در احکام تالیفی، به امر سوم یا واسطهای نیاز است تا محمولی که بیرون از مفهوم موضوع است و بهعبارت دیگر، مندرج در مفهوم موضوع نیست، به نحو مرتبط و ضروری به موضوع حمل کنیم. این مساله در مورد احکام تالیفی پیشینی به صورت معمایی ظهور میکند؛ زیرا این احکام، فاقد هرگونه محتوای تجربی بوده و بنابراین برخلاف احکام تالیفی پسینی، نمیتوان برای آنها ازشهودهای تجربی به عنوان امر سوم سود جست. از همینرو، لازم است این امرسوم، کاملاً پیشینی و محض باشد تا امکان ساخته شدن و معناداری احکام تالیفی پیشینی را میسر سازد. این واسطه پیشینی در این احکام، شهود محضِ زمان است که کارکردی دو سویه دارد. به این نحو که حین فعالیت قوه خیال در وحدتدهی به کثرات حسی و تالیف مفهومها و شهودها به مدد زمان، هم تجربه عینی ساخته میشود و هم احکام تالیفی پیشینی، که ناظر به مفاهیم محض فاهمه هستند و همچون قواعد و اصول بهکارگیری آنها عمل میکنند، ساخته شده و به عبارت دیگر، متعیّن میشوند. تبیین این مساله و معرفی این واسطه پیشینی، هدفی است که این نوشتار درصدد بیان آن است.
|
کلیدواژه
|
احکام تالیفی ,احکام تالیفی پسینی ,احکام تالیفی پیشینی ,شهود ,موضوع ,محمول ,مفهوم ,امرسوم ,عقل نظری ,حس ,خیال ,فهم
|
آدرس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|