|
|
بررسی روایت در رمان «چشمهایش» از دیدگاه ژرار ژنت
|
|
|
|
|
نویسنده
|
پاشایی محمد
|
منبع
|
زبان و ادب فارسي - 1394 - دوره : 68 - شماره : 231 - صفحه:41 -58
|
چکیده
|
«چشم هایش» نخستین رمان بزرگ علوی به حساب می آید. ترتیب نقل حوادث در این رمان برحسب توالی زمانی نیست و راوی از انتهای داستان با استفاده از شیوه های مختلف شروع به نقل حوادث کرده است.در این مقاله پس از بحث مختصر پیرامون روایت، پیرنگ و داستان، روایت این داستان براساس دیدگاه های ژرار ژنت نقد و تحلیل می شود. ژرار ژنت پنج مقوله محوری را که عناصر روایت به شمار می آیند، برای تحلیل قصه تمیز می دهد که عبارتند از نظم، تداوم، بسامد، وجه و لحن. راوی در روایت رویدادهای رمان «چشمهایش» از شیوۀ بازگشت به گذشته استفاده می کند. او پس از شنیدن خبر درگذشت استاد ماکان، نظم و ترتیب زمانی و خطی رخدادهای داستان را برهم می زند و با پیدا کردن زن ناشناس به گذشته بازمی گردد. رمان چشمهایش را از نظر حجم، زمان و تداوم می توان به دو بخش تقسیم کرد؛ در بخش اول روایت از سرعت بالا و در اصطلاح از شتاب مثبت برخوردار است و راوی در این قسمت رخدادها را به صورت خلاصه و گزینشی روایت می کند؛ در بخش دوم سرعت روایت به کندی می گراید و رخدادها با جزئیات بیشتری ذکر می شود و بخش بزرگی از متن به مدت زمانی کوتاه اختصاص پیدا می کند که نشاندهندۀ شتاب منفی و سرعت کند روایت است. بخشهای روایت شده در این قسمت، نقش بسیار مهمی در مسیر اصلی داستان ایفا می کنند زیرا این بخشها بستر کانونهای تمرکز محسوب می شوند.
|
کلیدواژه
|
ژنت، روایت، شتاب منفی، چشمهایش، نقل حوادث
|
آدرس
|
دانشگاه شهید مدنی آذربایجان, ایران
|
پست الکترونیکی
|
m.pashaei@azaruniv.edu
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Narrative in “Her Eyes” from the perspective of Gerard Genette
|
|
|
Authors
|
Pashaei Mohammad
|
Abstract
|
“Her Eyes” is the first great novels written by BozorgAlavi. The sequences of the events are not chronological, and the narrator begins to narrate the story from the end of the story, and he employs different styles in narration. This article tries to analyze the narrative of “Her Eyes” based on the Gerard Genette viewpoints after offering brief discussion on the narrative, plot and the story. Gerard Genette distinguishes five main narration elements in the analysis of a story. These elements are: order, duration, frequency, voice and mood. The narrator employs flashback in the narration of the events in the novel of “Her eyes” and he collapses the liner and time sequences after hearing the news of death of master Makan, and he returns to the past by finding an unknown woman (Frangis). The size, time and duration of the novel of “Her Eyes” can be divided into two parts; in the first part, the story is narrated with high speed, and in other words, it has positive speed and the narrator narrates the events briefly and selectively. In the second part, the narration is slow and the events are narrated in detail and significant part of the story is about short period that depicts negative and slow speed of the narration. The narrated sections in this part play an import role in continuation of the story since these sections are more focused.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|