|
|
بررسی و تحلیل تابو در بوف کور
|
|
|
|
|
نویسنده
|
طایفی شیرزاد ,خجسته الناز
|
منبع
|
ادب فارسي - 1391 - دوره : 2 - شماره : 1 - صفحه:101 -123
|
چکیده
|
صادق هدایت به عنوان نویسندهای پیشرو در گستره ادبیات داستانی معاصر، در خلق آثار خود همواره از بن مایههای روانکاوانه بهره برده است. در میان آثار او، بوف کور بیش از سایر آثارش از مباحث روانکاوی تاثیر پذیرفته است؛ به گونه ای که میتوان آن را رمانوارهای روانکاوانه نامید. البته آنچه در تحلیل این داستان بیش از هر عاملی مهم است، عملکردهای «راوی» داستان و تباین شخصیت او با چهره خود هدایت است.راوی به عنوان محور اصلی رویداد داستان، فردی است که باید ساختار روان وی دقیقاً شناخته شود تا بتوان درباره نحوه روایت او به درستی قضاوت کرد. از آنجا که روان راوی دچار تناقضات و ناسازگاریهای فراوانی است، به نظر میرسد ممیزههایی که ساختار شخصیت او را به وجود میآورد، برساخته از تابوهای روانی چندگانهای است که خط مشی فکری وی را پدید میآورد. در این پژوهش علاوه بر روانکاوی شخصیت راوی، تابوهای روح وی و دلایل شکلگیری آن را به صورت تحلیلی بررسی کرده ایم، تا دریابیم اساساً چه عواملی موجب شکلگیری شخصیت «راوی» با این ویژگیها شده است؛ از این رو به نظر می-رسد اصلی ترین تابوی داستان که از لحاظ ابعاد اجتماعی و روانی حایز اهمیت است، »زن» می باشد که ساختارهای روانی خاص راوی در مراحل مختلف رشد فکری وی، سه کاراکتر زن داستان را در قالب سه تابوی مجزا بازتاب می دهد.
|
کلیدواژه
|
صادق هدایت ,بوف کور ,نقد روانکاوانه ,تابو ,روایت در داستان
|
آدرس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|