|
|
مقایسه ساختاری معارفالعوارف، اثر عبدالرّحمنِ بُزغُش شیرازی با ترجمۀ عوارفالمعارف، اثر ابومنصورِ عبدالمومن اصفهانی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
فرجام فروغ ,میرباقری فرد علی اصغر ,روضاتیان مریم
|
منبع
|
ادب فارسي - 1398 - دوره : 9 - شماره : 1 - صفحه:241 -260
|
چکیده
|
نگاه اهل تحقیق و عارفان و سالکان طریقت به آثار عرفانی، اغلب بر متونی متمرکز بوده است که علاوه بر طرح مبانی نظری، برنامهها و راهکارهایی تربیتی ارائه دهند. عوارفالمعارف در ابتدای سده هفتم، مجموعه معارف زاهدانهای را عرضه کرد که موجب شد تا قرنها تدریس آن، پیششرط تاسیس بعضی خانقاهها باشد. عوارفالمعارف ابوحفص شهابالدّین عمر سهروردی علاوه بر طرح مبانی سلوک عرفانی، به بیان حدّ و مرز و جوانب مثبت و منفیِ هر دستور صوفیانه میپردازد و ازاینروی به لحاظ نقد دیدگاه های مخالفان تصوّف، معرّفی متشبّهان و چگونگی رفع شبهات، شاخص است. ضرورت ترجمه این اثر و اهتمام بدان موجب شد هریک از مترجمان به تناسب، بهرهای به مخاطبان برسانند. از میان ترجمهها، به بررسی تطبیقی دو اثر پرداختهایم که هر دو در انتهای قرن هفت و ابتدای قرن هشت پدید آمده است؛ ترجمه ابومنصور اصفهانی و ترجمه عبدالرّحمن شیرازی. نوع پردازش ساختاری متن، سبک زبانی و بیانی مترجمان، برتریها و نقاط ضعف هریک، ازجمله نکاتی است که در این مقاله بررسی شدهاند. مهمترین یافته این پژوهش آن است که ترجمه عوارفالمعارف صرفاً اقتباسی از عوارفالمعارف محسوب میشود و معارفالعوارف ترجمهای دقیق، جامع و متعهّد به پیام سهروردی است؛ هرچند که نثر ابومنصور اصفهانی خیالانگیزتر (دارای صورخیال بیشتر) است و فضای شاعرانهتری دارد.
|
کلیدواژه
|
ساختار، معارفالعوارف، ترجمه عوارفالمعارف، عبدالرّحمنِ بُزغش شیرازی، ابومنصورِ عبدالمومن اصفهانی
|
آدرس
|
دانشگاه اصفهان, ایران, دانشگاه اصفهان, گروه زبان و ادبیّات فارسی, ایران, دانشگاه اصفهان, گروه زبان و ادبیّات فارسی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
A Structural Comparison of Abdurrahman Shirazi’s Maarif ulAwarif and Abu Mansur Isfahani’s Awarif ulMaarif
|
|
|
Authors
|
Farjam Forough ,Mirbagherifard Sayyed Ali Asghar ,Rozatian Sayyede Maryam
|
Abstract
|
Mystics and truthseekers, in their readings of mystical texts, have predominantly focused on texts which, in addition to giving an account of theoretical principles, provide didactic programs and strategies. Awarif ulMaarif laid out a comprehensive source of mystical knowledge before the reader of the early seventh century. Its inclusion in the syllabus became, for centuries to come, a prerequisite for the foundation of new Khanqahs. In addition to providing an account of the principles of spiritual practice, Awarif ulMaarif defined the limits of and identified positive and negative aspects of Sufi precepts. In doing so, it distinguished itself by criticizing the theories of opposers of Sufism, discussing skeptics’ ideas and pointing out how skepticism could be overcome. The need for a translation of this work and the efforts undertaken in this respect led to renderings by various translators each benefitting the reader in its own way. This article compares two of these translations, i.e. Abu Mansur Isfahani and Abdurrahman Shirazi’s translations which date back to the late seventh and early eighth century respectively. The article deals with the texts’ structural approaches, the translators’ style and mode of expression, and the strengths and weaknesses of their translations. The most important finding is that Isfahani’s version is merely an adaptation of the original Awarif—albeit it is written in a more poetic style and engaging the reader’s imagination to a greater extent—whereas Shirazi’s Maarif ulAwarif is an accurate and comprehensive translation which remains faithful to Suhrawardi’s message.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|