کانت و مسالۀ معنیداری یا بیمعنایی متافیزیک
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
امید مسعود
|
|
منبع
|
پژوهش هاي فلسفي - 1395 - دوره : 10 - شماره : 19 - صفحه:93 -113
|
|
چکیده
|
اینکه آیا از نظر کانت متافیزیک، معنادار است یا نه، مساله اصلی این نوشتار است. در اینجا برآنیم تا در راستای این مساله کلی، نظر کانت را در ذیل دو سوال زیر مورد بررسی قرار دهیم: 1اساساً معناداری و بیمعنایی متافیزیک آنگونه که در فلسفه معاصر محوریت دارد، برای کانت نیز موضوعیت داشت؟ آیا معنیداری و بیمعنایی متافیزیک مساله اصلی و بنیادی کانت است یا تنها زمینهها و دلالتهایی کلی در میان است؟ 2در صورت وجود زمینهها و استلزامات و دلالتهای کلی در باب معناداری و بیمعنایی متافیزیک در فلسفه کانت، دیدگاههای وی به چه جهات و چه سطوحی از معناداری و بیمعنایی در باب متافیزیک مربوط میشود؟ پاسخ سوال نخست آن است که به نظر میرسد که اولاً رویکرد و نقد کانت از متافیزیک را میتوان معرفت شناختی و البته از نوع استعلایی آن دانست و نه از منظر زبان (یعنی براساس متافیزیکِ زبان، فلسفه زبانی، فلسفه زبان متعارف یا زبان شناسی)، ثانیاً از حیث مساله محوری، معنیداری یا بیمعنایی متافیزیک، نه مساله اصلی کانت است و نه آنکه فلسفه وی به نحو واضح و متمایز و مستقلی، متضمن چنین مسالهای است. ثالثا میتوان پذیرفت که فلسفه کانت از زمینهها، دلالتها و استلزامهایی در باب مسالۀ معنیداری و بیمعنایی متافیزیک برخوردار است. اما سوال دوم، دو سطح از معناداری یا بیمعنایی را میتوان در فلسفه کانت به دست آورد: الفسطح زبانی: از دو جهتِ اجزا (یعنی از جهت واژگان و جملات متافیزیکی) و کل (به عنوان نظام وعلم متافیزیکی ) و ب سطح غیر زبانی. در سطح زبانی، اولاً واژگان و جملات متافیزیکی بیمعنی نیستند؛ ثانیاً این ادعا که: متافیزیک یک علم است، بیمعناست. در سطح غیر زبانی، مجموعه متافیزیک به دلیل عدم وصول به غایات و...، بیمعنا دانسته میشود.
|
|
کلیدواژه
|
فلسفه کانت، نقد متافیزیک، سطوح بیمعنایی و معناداری، با معنایی زبانی، بی معنایی زبانی، بی معنایی غیرزبانی
|
|
آدرس
|
دانشگاه تبریز, گروه فلسفه, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
masoud_omid1345@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|