زایش دوبارۀ حماسه از فلسفۀ نیچه
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
صمیم رضا ,سلیماننژاد فرهاد
|
|
منبع
|
پژوهش هاي فلسفي - 1395 - دوره : 10 - شماره : 19 - صفحه:273 -302
|
|
چکیده
|
برخی از مفسرین ایرانیِ نیچه اندیشۀ او را بدیل عرفان ایرانی قلمداد کردهاند. چنین مطابقتی از بیخ و بن خطا و نافیِ بنیانهای هستیشناختی، ارزشی، و اخلاقیِ نیچه است. اندیشۀ نیچه نه از انگارههای عرفانی، بلکه از ارزشهای جهانشمول حماسی آبستن است. برای فهم او باید از قهرمانان ایلیاد هومر و شاهنامۀ فردوسی یعنی آخیلس و رستم استمداد جست نه کسانی چون شبلی و حلاج. علت این سوء فهم، خطای مفسرین ایرانی در تشخیص حد فارغ میان عرفان و حماسه است. نسبت میان حماسه و عرفان، مغایرت است نه مشابهت. ممکن است جهانبینیِ عرفانی شباهتهایی با جهانبینیِ حماسی داشته باشد؛ لکن این شباهتها صرفاً صوری است و در بنیانهای هستیشناختی، معرفتی، و اخلاقی، حماسه ناقض عرفان است. با گشادهستی و اِعمال رواداریِ بسیار، میتوان عرفان را بدیل شقی از حماسه انگاشت که به تاسی از شاهرخ مسکوب آن را «حماسۀ منفی» مینامیم. همچنین اندیشۀ نیچه بیش و پیش از آنکه از سرچشمههای فرهنگ ایرانی سیراب شده باشد، از منابع فرهنگ یونانی آبشخور گرفته است. استمداد نمادین نیچه از شخصیت زرتشت نمیتواند برهان محکمی برای طرح دعاویِ این طیف از مفسرین باشد. ضمن اینکه فهم نیچه از زرتشتیگری بسیار مغشوش و مخدوش است. نیچه ستایشگر فرهنگ یونانی است نه فرهنگ ایرانی. الغرض! با تاکید بر اصولی چون خودبنیادی، اصالت اراده، ذم بیکنشی، و تایید زندگی، فلسفۀ نیچه را میتوان تولد دوبارۀ حماسه در سپهر اندیشۀ فلسفی بهشمار آورد.
|
|
کلیدواژه
|
نیچه، عرفان، حماسه، حماسۀ منفی، اخلاق حماسی، هستی شناسیِ حماسی
|
|
آدرس
|
وزارت علوم, پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی, ایران, دانشگاه علم و فرهنگ, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|