|
|
|
|
جایگاه «انسان شناسی» در نظام اخلاقی کانت
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
محسنی اعظم ,شاقول یوسف
|
|
منبع
|
پژوهش هاي فلسفي - 1395 - دوره : 10 - شماره : 18 - صفحه:215 -237
|
|
چکیده
|
تاسیس یک نظام اخلاقی کارآمد، منوط به شناخت دقیق و همه جانبه ی سرشت انسان، به عنوان موضوع اخلاق، است؛ اینکه ما چه تلقی از انسان و طبیعتش داریم، او را موجودی ذاتاً اخلاقی یا ذاتاً بد و شرور می دانیم، یا تلقی مان از انسان، موجودی متعلق به دو جهان محسوس و معقول است که در هر ساحتی جنبه ای از سرشتش ظهور پیدا می کند، پیش شرط لازم برای پی ریزی یک نظام اخلاقی است. در تلقی کانت، انسان یک موجود تک ساحتی نیست؛ بلکه شهروند دو جهان است: جهان محسوس و جهان معقول. انسان بر اساس طبیعت معقولش، خوب و بر اساس طبیعت محسوسش بد است. بر همین اساس، در بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق بر این نکته تاکید می کند که: «...از آنجایی که جهان فهم واجد مبنای جهان حس و در نتیجه واجد مبنای قوانین آن است؛ من باید قوانین جهان عقل را به عنوان امر مطلق و افعالی را که مطابق با آن قوانین است به عنوان وظیفه تلقی کنم.» لزوم توقف اخلاق بر انسان شناسی، که از نظر کانت از حیث روش یک علم تجربی به حساب می آید، از یک سو و امکان تاسیس فلسفه ی اخلاق نابی که به کلی فارغ از هر چیز تجربی باشد از سوی دیگر، سبب شده که برخی از مفسرین در امکان اینکه کانت واقعاً توانسته باشد یک چنین فلسفه ی اخلاقی تاسیس کند، تردید کنند. لذا در این مقاله قصد داریم به بررسی نسبت انسان شناسی با اخلاق در نظام فلسفی کانت بپردازیم تا هم ماهیت ناب بودن فلسفه ی اخلاقش و هم نحوه ی توقف آن بر انسان شناسی را آشکار کنیم.
|
|
کلیدواژه
|
انسان شناسی، اراده خیر، وظیفه، قانون اخلاقی
|
|
آدرس
|
دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره), ایران, دانشگاه اصفهان, گروه فلسفه, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Role of Anthropology in Kant's moral system
|
|
|
|
|
Authors
|
Mohseni Azam ,Shaghool Yousof
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|