|
|
|
|
رابطه ی کل و جزء در فلسفه ی لایبنیتس
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
نوری سنگدهی زهرا ,باکویی کتریمی حوریه
|
|
منبع
|
پژوهش هاي فلسفي - 1393 - دوره : 8 - شماره : 15 - صفحه:45 -58
|
|
چکیده
|
در این مقاله ما انواع کل و جز و نسبت میان آن ها را با توجه به مفهوم بنیادین فلسفه ی لایب نیتس یعنی «جوهر» بررسی کردیم. همچنین ارتباط کل و جز با جوهر را با توجه به برخی اصول اندیشه ی او مثل امتناع تناقض، جهت کافی، هماهنگی، اتصال و. . . مطالعه کردیم. کل و جز یا معنای فلسفی–وجودی دارد و یا معنای منطقی-معرفتی. معنای دوم با توجه به معنای اول اعتبار دارد. کل در معنای فلسفی به معنای کل در منطق صوری نیست، به عکس کل یک جز ِ موجود است که تمام کیفیات و حالاتش را بالقوه در خود دارد. یعنی جوهر فرد و منادی است که وحدت واقعی دارد. کل و جز در هم تنیده اند. از یک طرف جز یک جز است واز طرف دیگر جز ، کل است و وحدت دارد. کل نیز از یک طرف وحدت دارد و از طرف دیگر دارای اجزا و کثیر می باشد.
|
|
کلیدواژه
|
Leibniz ,Part ,Whole ,Relationship ,Ontological ,Logical ,Epistemological ,لایب نیتس ,کل ,جز ,رابطهی وجودی ,منطقی ,شناختی
|
|
آدرس
|
دانشگاه تهران, دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه تهران(نویسندهی مسیول), ایران, دانشگاه تبریز, دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه تبریز, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|