>
Fa   |   Ar   |   En
   مفهوم «نیستی» در اندیشه هایدگر و فلسفه چین  
   
نویسنده مصلح علی اصغر ,گودرزی مرتضی
منبع پژوهش هاي فلسفي - 1392 - دوره : 7 - شماره : 13 - صفحه:194 -214
چکیده    تحلیل بحث نیستی در فلسفه هایدگر به خصوص در آثار متاخر وی، و جایگاهی که وی برای نیستی در وصول به حقیقت هستی و آشکارگی قایل است، اهمیتی به سزا در تاریخ فلسفه غرب دارد. هایدگر این بحث را در فرازهای مختلف، از جمله در تبیین دازاین و اگزیستانس و در راهیابی به نسبت های انتولوژیک به صورتی ایجابی و نه سلبی مطرح می کند. وی دازاین را در سیر به سوی نیستی و در حالت ترس آگاهی(angst) به تصویر می کشد. از طرف دیگر چنین می نماید که مفهوم نیستی در فلسفه های چینی از مفاهیم اصلی و کلیدی محسوب می شود. در تفکر چینی، درهم تنیدگی هستی (yu) و نیستی(wu) عامل موثری برای درک وحدت و همبستگی میان نیروها و پدیده ها، فعّالیت ها و انفعالات و معنا بخشی به کنش های میان هستنده ها تلقی می شود که با نگرشی هستی شناختی قابل تشخیص است. مسیله اصلی این جستار، ویژگی نیستی و کارکرد آن در تعامل «هستی»(being) و «ناهستی»(non being) است. در این نوشتار برآنیم تا ضمن بررسی معناهای مختلف «نیستی» در دو فلسفه، به تحلیلی تطبیقی در مورد کارکرد این مفهوم در ارتباط میان «نیستی» و «هستی» بپردازیم. همچنین تلاش شده مفهوم غیر پوچ گرایانه و غیرسلبی «نیستی» در فلسفه چین به خصوص در آیین های دایویی(daoism) و ذن بودیسم zen buddhism)) با معنای نیستی در اندیشه هایدگر مورد مقایسه قرار گیرد و ضمن بررسی مفاهیمی مانند «حقیقت و گشایش»، «راه» و «رهایی از تفکر»، تقرب به سوی هستی مورد کاوش قرار گیرد.
کلیدواژه دایو ,ذن ,نیستی ,هستی ,مستوری ,ترس ,آگاهی
آدرس دانشگاه علامه طباطبایی, ایران, دانشگاه علامه طباطبایی, ایران
 
     
   
Authors
  
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved