|
|
|
|
روشنگری و سلطه: نقدی بر تحلیلهای فوکو از گفتمان رهاییبخش روشنگری
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
نوری مرتضی
|
|
منبع
|
پژوهش هاي فلسفي - 1401 - دوره : 16 - شماره : 38 - صفحه:838 -868
|
|
چکیده
|
میشل فوکو عمدتاً به عنوان یکی از چهرههای معاصر جنبش ضد روشنگری شناخته میشود. تحلیلهای او از نوعی خودفریبی در نهادهای سیاسیاجتماعیِ بهمیراثرسیده از روشنگری پرده میدارد که به دلایلی بهظاهر موجه و انساندوستانه، شرایط سلطه و انقیاد را بیش از پیش تسهیل میکنند. در این مقاله، قصد دارم با تکیه بر آرای چندتن از منتقدان اصلی فوکو، از جمله ریچارد رورتی، یورگن هابرماس و مایکل والزر نشان دهم که به رغم تلاش فوکو برای پرهیز از هرگونه توسل به مفاهیم هنجارینی چون حقیقت، رهایی، اصلاح و پیشرفت، در لایههای زیرین تحلیلهای او بایستگی چنین ارزشهایی پیشفرض گرفته میشود و او خواه ناخواه از یک «هنجاریت پنهان» سود میبرد. مفهوم «قدرت» در تحلیلهای او میان دلالتی خنثی و توصیفی از یک سو، و دلالتی منفی و سرزنشبار از سوی دیگر، در نوسان است و هراس از مقید شدن به موضع مشخصی که ناآگاهانه گرفتار معنای همهشمول قدرت باشد، فوکو را از تفکیک این دو دلالت ناهمگون بر حذر میدارد. نشان خواهم داد که این ابهام مفهوم قدرت، در نهایت باعث میشود فوکو در ارزیابی نقش رهاییبخش برخی از نهادهای روشنگری مرتکب نوعی یکجانبهنگری و بیانصافی شود.
|
|
کلیدواژه
|
روشنگری، ضد روشنگری، روابط قدرت، جامعه انضباطی، هنجاریّت، رهاییبخشی
|
|
آدرس
|
دانشگاه شهید بهشتی, گروه فلسفه, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
mo_nouri@sbu.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Enlightenment and Domination: Foucault on Critique of Enlightenment’s Emancipation Discourse
|
|
|
|
|
Authors
|
Nouri Morteza
|
|
Abstract
|
Michel Foucault is wellknown as a contemporary representative of counterEnlightenment. His analyses bring to light finely a selfdeception committed by social and political institutions inherited from Enlightenment which, in spite of their progressive, more humane selfimage, facilitate domination and subjugation more than before. Based on some hints from Rorty, Habermas and Walzer, I would show that Foucault’s analyses presuppose some cryptonormativity, despite his persistent refusal of using such normative concepts as truth, emancipation, reform and progress. In his work, the concept of ‘power’ is constantly fluctuating between two meanings: neutral, descriptive on the one hand, and pejorative, normative on the other hand. Foucault’s fear of being bounded to a specific position subjected unconsciously to a ubiquitous power, related to first meaning, prevents him from making an invidious distinction between emancipatory and authoritative aspects of social and political disciplinary institutions. I would argue that this ambiguity of power concept makes him biased towards emancipatory contribution of Enlightenment.
|
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|