|
|
|
|
تاملی در «فایده و ضرورت» معرفتشناختی بحثهای «منشا تصورات و مفاهیم»
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
حمداللهی احمد
|
|
منبع
|
پژوهش هاي فلسفي - 1399 - دوره : 14 - شماره : 33 - صفحه:97 -114
|
|
چکیده
|
در دوره هیوم و بعد از آن، بهواسطه برخی از آراء و دیدگاههای او این انگاره در ذهن و فکر برخی از اندیشمندان شکل گرفته است که تبیین نحوه پیدایش تصورات و مفاهیم یک راه و بلکه تنها راه برای احراز اعتبار معرفتشناختی (واقعنمایی) آنهاست؛ بدین معنا که «اگر نتوانیم نحوه پیدایش یک مفهوم را تبیین نماییم، آن مفهوم فاقدِ اعتبار معرفتشناختی خواهد بود». با پذیرش این انگاره، سرنوشت مسائل بسیار مهمی همچون امکان علم و امکان مابعدالطبیعه به بحث «منشا تصورات و مفاهیم» گره میخورد و بدین ترتیب این بحث شان و جایگاه فوقالعادهای پیدا میکند. ردّ پای این انگاره در فلسفه اسلامی معاصر نیز، کم یا بیش، قابلمشاهده است. من در مقاله پیش رو این انگاره را به چالش کشیده و کوشیدهام با اقامه استدلالهایی نشان دهم؛ تضمین اعتبار معرفتشناختی و واقعنمایی یک تصور یا مفهوم، بیش و پیش از هر چیزی در خودِ آن تصور یا مفهوم نهفته است که در تطبیق آن با واقعیت آشکار میشود و بر همین اساس تبیین نحوه پیدایش تصورات و مفاهیم اولاً تنها راه، ثانیاً بهترین و کوتاهترین راه برای احراز اعتبار معرفتشناختی و واقعنمایی آنها نیست و دشواریهای قابلتوجهی در بطن خود دارد. اگر این ادعا صحیح باشد، آنگاه نتایج بسیار مهمی بر آن مترتب خواهد شد. از جمله؛ 1) گره زدن سرنوشت علم و مابعدالطبیعه به بحث درباره منشا تصورات و مفاهیم امری نادرست و یک اشتباه معرفتیتاریخی است و بنابراین 2) بحث درباره منشا تصورات و مفاهیم، آن فایده و ضرورت معرفتشناختیای را که برخی اندیشمندان برای آن قائل شدهاند، ندارد.
|
|
کلیدواژه
|
منشا تصورات و مفاهیم، معرفتشناسی، هیوم، فلسفه جدید غرب، فلسفه اسلامی معاصر، فایده و ضرورت
|
|
آدرس
|
دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان, گروه فلسفه و حکمت اسلامی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
ac.hamdollahi@azaruniv.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
A Reflection on the Epistemological ’Utility and Necessity’ of Discussions of ’The Origin of Ideas and Concepts’
|
|
|
|
|
Authors
|
Hamdollahi Ahmad
|
|
Abstract
|
In the Hume period and beyond, through some of his views The Idea has been formed in the minds of some scholars that the explanation of the way in which ideas or concepts originate is a way or the only way to secure their reality and epistemological validity That is to say if we cannot explain how a concept or idea originates, it will lack epistemological validity. By adopting this Idea, the fate of very important issues such as the possibility of Science and Metaphysics is tied to the discussion of the origin of ideas and thus this debate has found an extraordinary importance. The trace of this Idea is also, more or less, visible in the Contemporary Islamic philosophy. In this article I challenged this Idea and tried, with establishing some arguments, to show that; the epistemological validity of a concept lies, above all, in the very concept itself and is revealed in its comparison with reality and thus, explaining how concepts originate is not, firstly the only way and secondly the best and the shortest way to attain their epistemological validity, and yet has considerable difficulties within itself. If this claim is true, then it will have very important consequences, Including: 1) Tying the fate of Science and Metaphysics to the discussion of the origin of ideas is wrong and is an epistemologicalhistorical mistake. And so 2) the discussion of the origin of the ideas has no epistemological utility and necessity as some had attributed to it.
|
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|