|
|
|
|
هستیشناسی ابژههای داستانی با نگاهی به رای اینگاردن
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
غلامی پورفرد وحید
|
|
منبع
|
پژوهش هاي فلسفي - 1398 - دوره : 13 - شماره : 27 - صفحه:231 -254
|
|
چکیده
|
ابژه های داستانی مانند «سیمرغ» و «رستم» یا «هملت» و «هلمز» همواره برای منطق دانان و نظریه پردازان ادراک گرفتاری آفریده اند. ریشۀ گرفتاری در اینجا است که از سویی دربارۀ این ابژه ها می اندیشیم یا دربارۀ آنها گزاره هایی صادق پیش می نهیم و از سوی دیگر ناتوان ایم از این که آنها را در جهان پیرامون خود بیابیم و نشان دهیم. بدینسان گروهی بر آن هستند که به هیچ رو چیزی همچون ابژه های داستانی در کار نیست و تنها فریبی زبانی ما را به پذیرش آنها وامی دارد. با این همه گروهی دیگر، که خود را از پذیرش این ابژه ها ناگزیر می یابند، در پی آن بوده اند تا شیوۀ هستی آنها را بررسی کنند. اینان یا ابژه های داستانی را ابژه هایی انتزاعی و ایدئال شمرده اند یا ابژه هایی ممکن یا حتی ابژه هایی ناموجود. با این همه، کار هر دو گروه با گرفتاری هایی رویارو بوده است. در این میان، اینگاردن گره کار را در این می بیند که هستی شناسان تاکنون یکی از نحوه های ممکن هستی را نادیده گرفته اند. بدینسان، او به بازنگری در نحوه های هستی می پردازد و از این رهگذر، هم برای ابژه های داستانی جایی باز می کند هم برای آثار هنری و دیگر ابژه های فرهنگی. او ابژه های داستانی را دارای نحوۀ هستی محضاً قصدی می شمرد. بدین معنا که هستی آنها، گرچه متعالی از آگاهی است، از جهات گوناگون به کنش های آگاهی وابسته است. در این نوشته نخست از نگرش های پیشین یاد می کنیم و سپس رای اینگاردن را پیش می نهیم.
|
|
کلیدواژه
|
ابژههای داستانی، وابستگی وجودی، نحوههای هستی، ابژههای دگرآیین، ابژههای محضاً قصدی
|
|
آدرس
|
دانشگاه تبریز, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
vahid_gh.fard@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Roman Ingarden on Ontology of Fictional Objects
|
|
|
|
|
Authors
|
Gholamipour fard Vahid
|
|
Abstract
|
Fictional objects like “Hamlet” or “Rostam” pose many problems for Logicians and thinkers theorizing about perception. The problem lies in the fact that, on the one hand, we think and speak about these objects and, on the other hand, we can’t find them in our world. Two groups are theorizing this issue. Proponents of the first group think that there are not any fictional object; they are just words. The others find these objects indispensable and they work on the ontology of them. The latter thinkers offer different views on the ‘mode of being’ of fictional objects. But these two groups have faced some problems. However, Roman Ingarden sees the main problem in ignoring one of the possible modes of being. He shows that fictional objects are “purely intentional objects” depending first and foremost on conscious acts and also on some physical or ideal object. In this paper, we offer the ideas of the abovementioned groups and then propose Ingarden’s views.
|
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|