واکاوی نسبت میان آگاهی و سوژه در اندیشه سیاسی لویی آلتوسر
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
نژادایران محمد
|
|
منبع
|
پژوهش هاي فلسفي - 1397 - دوره : 12 - شماره : 22 - صفحه:137 -152
|
|
چکیده
|
آلتوسر برجستهترین نظریهپرداز مارکسیسم ساختارگرای فرانسوی و پیشگام نقد تفاسیر هگلی از مارکس تلقی میشود که چارچوب نظریه وی پیچیدهترین برداشت از ساختار اجتماعی را ترسیم میکند. آلتوسر با نقد سوژه خودبنیاد به عنوان مبنای معرفتشناسی مدرنیته و تفسیر آن به عنوان یک تصویر ایدئولوژیک از انسان توانست از این مفهوم مهم سنت فکری روشنگری اعتبارزدایی کند. او با بازخوانی آثار متاخر مارکس نشان داد که مساله اصلی تفکر مارکس برخلاف ادعای مارکسیستهای انسانگرا تبدیل طبقه پرولتاریا به عنوان سوژه انضمامی تاریخساز نبود؛ بلکه اهمیت کار نظری مارکس در تولید یک مساله جدید یعنی تاریخ به عنوان یک واقعیت مادی مستقل از اراده و آگاهی انسانی بوده است. دستاورد ابداع مارکس در حوزه مباحث نظری جدید ارائه یک صورتبندی ماتریالیستی از تاریخ زندگی جمعی بشر بود و مهمترین پیامد این ابداع از نظر آلتوسر این بود که مفهوم سوژه از محوریت تفکر مدرن خارج شد. تلاش آلتوسر برای جدایی میان آگاهی و سوژه، به تحول اساسی در ساختارگرایی مارکسیستی منجر شد. آلتوسر سعی داشت تا نشان دهد که انسان کنشگر تاریخ و تعیینکننده مسیر آن نیست و اساسآً تاریخ بیش از آنکه محصول اراده و آگاهی سوبژکتیو و کنش متقابل باشد، برآیند استقلال نسبی ساختارهای اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک است که تعین چندبعدی صورتبندی اجتماعی تلقی میشود.
|
|
کلیدواژه
|
آگاهی، سوژه، ایدئولوژی، گسست، پروبلماتیک، ساختارگرایی
|
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رباط کریم, باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
m.nezhadiran@iaumalard. ac.ir
|
|
|
|
|
|
|