معیارهای سیاستگذاری اقتصادی: از اقتصاد متعارف تا اقتصاد اسلامی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
کاشیان عبدالمحمد
|
منبع
|
سياست گذاري اقتصادي - 1397 - دوره : 10 - شماره : 19 - صفحه:107 -139
|
چکیده
|
موضوع اصلی این نوشتار، نقد مبانی سیاستگذاری در اقتصاد متعارف و تبیین ملاکهای سیاستگذاری اقتصادی در اسلام است. به عبارتی به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که «ملاکهای سیاستگذاری در اقتصاد متعارف با چه محدودیتهایی مواجه است و در مقابل اقتصاد اسلامی، چه ملاکهایی را ارائه میکند؟ و سیاستگذار مسلمان بر چه مبنایی میتواند اقدام به سیاستگذاری نماید». نشان دادهایم که اقتصاد متعارف اصرار زیادی بر تحلیل هزینه فایده به عنوان ملاک اصلی سیاستگذاری دارد و آن را معیاری جهانشمول میداند، اما بعد از نقد و بررسی آن به این نتیجه رسیدهایم که هر چند این ملاک دارای کاربردهای فراوانی است و در ظاهر بسیار منطقی است، اما محدودیتهایی دارد که از منظر اقتصاد اسلامی قابل بهبود است. با توجه به این انتقادات، به تبیین ملاکهای سیاستگذاری اقتصادی در اسلام پرداخته شده است. جمعبندی از مجموع ملاکهای سیاستگذاری این است که مبنای اصلی سیاستگذاری در اقتصاد اسلامی توجه به مسئله حق (rights) میباشد و ملاکهایی مانند عدالت و کارایی ریشه در احقاق حق دارند. البته در کنار حق از رضایت عمومی نیز به عنوان ملاک دیگری بحث شده است و با استناد به آیات و روایات این موضوع نیز تبیین شده است. جایگاه مصلحت نیز به عنوان قاعده حاکم بر حق و رضایت عمومی تبیین شده است. در نهایت با تکیه بر ملاکهای مورد نظر، نشان داده شده است که رویکرد هزینه فایده در شرایطی خاص میتواند قابل توجیه باشد و محدودیتهای تحلیلی هزینه فایده در اقتصاد رفاه را نداشته باشد. ملاک و شروط سیاستگذار مسلمان نیز از همین منظر تبیین شده است.
|
کلیدواژه
|
حق، سیاستگذاری، عدالت، کارایی، رضایت عمومی، هزینه فایده
|
آدرس
|
دانشگاه سمنان, گروه اقتصاد, ایران
|
پست الکترونیکی
|
a.m.kashian@profs.semnan.ac.ir
|
|
|
|
|