>
Fa   |   Ar   |   En
   اثر استفاده از ضایعات سیب ‌زمینی فراوری شده با محتویات شکمبه در جیره غذایی بره‌های پرواری  
   
نویسنده نریمانی قراجه سعید ,سیف دواتی جمال ,عبدی بنمار حسین ,سیدشریفی رضا ,صمدی خادم حامد
منبع پژوهشهاي توليدات دامي - 1403 - دوره : 15 - شماره : 4 - صفحه:57 -69
چکیده    مقدمه و هدف: روزانه مقادیر زیادی از محتویات شکمبه به‎عنوان ضایعات در کشتارگاه‌ها تولید می‌شود و بدون استفاده در محیط زیست رها ‌شده و باعث ایجاد مشکلات زیست محیطی می‌شود. در مقایسه با سایر روش‌های فرآوری، تبدیل زیستی روشی جدید و مطلوب برای مدیریت پسماندهای مختلف ازجمله پسماندهای کشاورزی است. مایع شکمبه به‎عنوان یک منبع غنی از آنزیم‌ها، می‌تواند در تبدیل زیستی ضایعات کشاورزی استفاده شود. تبدیل زیستی پسماندهای کشاورزی به ماده زیستی با ارزش تغذیه‌ای مناسب دام، علاوه بر مزیت دوستدار محیط زیست بودن می‌تواند دغدغه دامپروران در مورد کمبود مواد خوراکی را تا حدودی برطرف سازد. حدود 35 درصد از کل سیب‎زمینی در مراحل مختلف به‎عنوان زباله دور ریخته می‌شود. ضایعات سیب‎زمینی ماده اولیه مناسبی است که با استفاده از مایع شکمبه به‎دست آمده از ضایعات کشتارگاه و افزودن منابع مختلف نیتروژن غیر پروتئینی (npn) می‌تواند به‎عنوان یک محصول جانبی پروتئینی با ارزش در طی فرآیند تخمیر ساده مورد استفاده قرار گیرد. بدین‎منظور ارزیابی استفاده از محصول تخمیری تولیدی (بخش جامد حاصل شده) از انکوباسیون ضایعات سیب‌زمینی با میکروارگانیسم‌های مایع شکمبه و منبع نیتروژن غیرپروتئینی اوره در تغذیه بره‌های پرواری و تجزیه خصوصیات عملکردی، پارامترهای خونی و خصوصیات لاشه بره‌های پرواری انجام گرفت. مواد و روش‌ها: منبع npn آهسته رهش مورد استفاده در این آزمایش با نام تجاری nitrosa حاوی 40 درصد نیتروژن معادل 250 درصد پروتئین خام بود. بهترین سطح npn برای فرآوری ضایعات سیب‌زمینی با استفاده از پتانسیل میکروارگانیسم‌های مایع شکمبه بر اساس نتایج میزان پروتئین خام قسمت جامد تولید شده در طی انکوباسیون برای استفاده در بخش کشاورزی، 3 گرم نیتروژن از منبع nitrosa تعیین شد. به نسبت 400 میلی‎لیتر مایع شکمبه + 200 گرم سیب‎زمینی آسیب دیده نسبت ثابتی از مایع شکمبه به ضایعات سیب‎زمینی (2:1) انتخاب شد. بخش جامد محصول تخمیری تولید نیمه صنعتی فرآوری ضایعات سیب‎زمینی با مایع شکمبه و اوره، در جیره 24 راس بره 5 ماهه رومانوف- مغانی با 4 جیره و 6 تکرار (بره) در سه سطح جایگزینی 2/5، 5 و 7/5  درصد جیره پایه دوره پرواربندی 78 روزه بره‌ها گنجانده شد. میانگین وزن بره‌ها در گروه‌ها در ابتدای دوره 31.1 کیلوگرم بود. گروه‌های آزمایشی شامل 1) جیره پایه (بدون ضایعات سیب‎زمینی فرآوری شده)، 2) جیره پایه با  2/5 درصد ضایعات سیب‎زمینی فرآوری شده (فاز جامد خشک شده)، 3) جیره پایه با 5 درصد ضایعات سیب‎زمینی فرآوری شده (فاز جامد خشک شده) و 4) جیره پایه با 7/5  درصد ضایعات سیب‎زمینی فرآوری شده (فاز جامد خشک شده). در روز 60 از دوره پرواربندی، برای تعیین غلظت متابولیت‌های خون همه بره‌ها، 3 ساعت پس از مصرف خوراک از ورید گردن خون‎گیری شد. سپس با استفاده از کیت‌های پارس آزمون، فراسنجه‌های خونی شامل گلوکز، نیتروژن اوره خون، کلسترول، تری گلیسیرید، پروتئین کل، آلبومین، لیپوپروتئین با چگالی بالا، آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز و بتاهیدروکسی بوتیریک اسید با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر تعیین شد. ظرفیت آنتی‎اکسیدانی کل، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز با استفاده از کیت‌های randox اندازه‎گیری شد. غلظت مالون دی‎آلدئید با استفاده از واکنش تیوباربیتوریک اسید با مالون دی‎آلدئید و با استفاده از کیت ransod randox توسط اتوآنالایزر اندازه‎گیری شد. برای اندازه‎گیری خصوصیات لاشه، بره ها در پایان دوره پرواربندی وزن شدند. صفات اندازه‎گیری شده شامل وزن سرد و گرم لاشه، وزن دم، قلب، کبد، کلیه و ریه بره‌های ذبح شده بود. عملکرد لاشه با تقسیم وزن لاشه بر وزن زنده نهایی محاسبه شد. وزن اولیه بره‌ها به‌عنوان کوواریت با توجه به عدم معنی‌داری آن، از مدل آزمایشی حذف و داده‌های حاصل در قالب طرح کاملاً تصادفی با استفاده از نرم‌افزار sas) 2003) تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ها: در طول دوره پرواربندی بره‌ها از نظر میزان ماده خشک دریافتی، ضریب تبدیل خوراک، افزایش وزن روزانه و وزن نهایی بره‌ها تفاوت معنی‌داری بین گروه‌ها مشاهده نشد. میانگین افزایش وزن روزانه بره‌های سطح 5 درصد به‎ترتیب 228/6، 218/0 و 231/0 گرم برای دوره دوم، سوم و کل دوره بود و نتایج نشان داد که بره‌های این سطح سبک‌ترین وزن بدن را با وزن 49/18 کیلوگرم در دوره نهایی داشتند. بره‌های 2/5 درصد نیز بیشترین میزان را مطابق با داده‌های ضریب تبدیل خوراک در کل دوره با میانگین افزایش وزن روزانه 241/6 گرم نشان دادند. بنابراین وزن نهایی بره‎های مغانی این سطح در زمان کشتار 49/99 کیلوگرم بوده که سنگین ‎ترین بره برای این گروه است. نتایج آنالیز خون نشان می‌دهد که تفاوت معنی‎داری بین گروه‌های آزمایشی وجود ندارد و فاکتورهای خونی تحت تاثیر سطوح مختلف جایگزینی ماده آزمایشی قرار نگرفتند. شاخص فعالیت آنتی‎اکسیدانی و غلظت مالون دی‎آلدئید در سرم خون بره تحت تاثیر جیره قرار نگرفت. از نتایج و تجزیه و تحلیل داده‌ها، تفاوت معنی‎داری در فاکتورهای وزنی لاشه گرم، قلب، کبد و ... مشاهده نشد. نتایج نشان می‌دهد که می‌توان با استفاده از میکروارگانیسم‌های شکمبه برای تبدیل زیستی ضایعات سیب‌زمینی به‎همراه مکمل‎سازی با سطوح مختلف منابع نیتروژن غیرپروتئینی اوره ارزش تغذیه‌ای ضایعات سیب‌زمینی را بهبود بخشید و ماده تولیدی را در تغذیه نشخوارکنندگان مورد استفاده قرار داد که در این پژوهش هیچ تفاوت معنی‌داری بین گروه‌ها در مورد میزان مصرف ماده خشک، ضریب تبدیل، افزایش وزن روزانه و وزن نهایی نشان نداد. همچنین در مورد خصوصیات لاشه و بازده گوشت نیز تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های آزمایشی مشاهده نشد. ماده جامد تولیدشده از تبدیل زیستی بدون تفاوت معنی‌دار و کاهش بازده، توانسته احتیاجات بره‌ها را برآورده سازد. نتیجه‌گیری: می‌توان با استفاده از محتویات شکمبه برای تبدیل زیستی ضایعات سیب‌زمینی به‎همراه مکمل‎سازی با سطوح مختلف منابع نیتروژن غیر پروتئینی اوره ارزش غذایی ضایعات سیب‌زمینی را بهبود بخشید و ماده تولیدی را در تغذیه نشخوارکنندگان مورد استفاده قرارداد.
کلیدواژه اکوسیستم شکمبه، بره پرواری، پسماند سیب‌زمینی، مایع شکمبه، نیتروژن غیر پروتئینی
آدرس دانشگاه محقق اردبیلی, گروه علوم دامی, ایران, دانشگاه محقق اردبیلی, گروه علوم دامی, ایران, دانشگاه محقق اردبیلی, گروه علوم دامی, ایران, دانشگاه محقق اردبیلی, گروه علوم دامی, ایران, دانشگاه محقق اردبیلی, گروه علوم دامی, ایران
پست الکترونیکی hamedsamadi1998@gmail.com
 
   the effect of using processed potato waste with rumen contents in the diet of fattening lambs  
   
Authors narimani karajeh saeed ,seifdavati jamal ,abdi benemar hossein ,seyedsharifi reza ,samadi khadem hamed
Abstract    background: every day, large amounts of rumen contents are produced as waste in slaughterhouses and are left unused in the environment, which causes environmental problems. compared to other processing methods, bioconversion is a new and desirable method for managing agricultural waste and residues. as a rich source of enzymes, ruminal liquid can be used in the bioconversion of agricultural wastes. about 35% of all potatoes are thrown away as waste during different stages. potato waste is a suitable raw material that can be used as a valuable protein by-product during the simple fermentation process by using rumen liquid obtained from slaughterhouse waste and adding various non-protein nitrogen (npn) sources. for this purpose, the effect of using processed potato waste with rumen contents was evaluated in the diet of fattening lambs.methods: the slow-release npn source used in this experiment, with the brand name nitrosa, contained a 40% nitrogen equivalent to 250% of crude protein. the best level of npn for processing potato waste using the potential of rumen liquid microorganisms based on the results of the crude protein content of the solid part produced during incubation for use in the farm sector was determined at 3 g of nitrogen from a nitrosa source. a constant ratio of rumen liquid to waste potatoes (2:1) was chosen for the ratio of 400 ml of rumen liquid + 200 g of damaged potatoes. the solid part of the fermented product of the semi-industrial production of potato waste processing with rumen liquid and urea was included in the diet of 24 heads of 5-month-old romanov-moghani crossbreed lambs with four diets and six replications (lambs) at three replacement levels of 2.5, 5, and 7.5%of the basic diet of the 78-day fattening period of the lambs. the average weight of the lambs in the groups was 31.1 kg at the beginning of the period. the experimental groups were 1) basic diet (without processed potato waste), 2) basic diet with 2.5% processed potato waste (the dried solid phase), 3) basic diet with 5% processed potato waste (the dried solid phase), and 4) basic diet with 7.5% processed potato waste (the dried solid phase). to determine the concentration of blood metabolites in all lambs, blood was drawn from the jugular vein 3 hours after consuming feed on the 60th day of the fattening period. then, the blood parameters, including glucose, blood urea nitrogen, cholesterol, triglyceride, total protein, albumin, high-density lipoprotein, alanine aminotransferase, aspartate aminotransferase, and bhba, were determined with pars azmoun kits using a spectrophotometer. total antioxidant capacity, glutathione peroxidase, and superoxide dismutase were measured using randox kits. the concentration of malondialdehyde was measured using the reaction of thiobarbituric acid with malondialdehyde, with the ransod randox kit by an autoanalyzer. to measure the carcass characteristics, the lambs were weighed at the end of the fattening period. the measured traits included hot and cold carcass weights, tail weight, heart, liver, kidney, and lung of the slaughtered lambs.
Keywords fattening lamb ,non-protein nitrogen ,potato waste ,rumen ecosystem ,rumen liquid
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved