مقایسه اثرات تاریخی قلمروهای فرهنگی هلال خصیب و یونان باستان در چارچوب نظریه سازه انگاری
|
|
|
|
|
نویسنده
|
لشگری تفرشی احسان
|
منبع
|
تحقيقات كاربردي علوم جغرافيايي - 1396 - دوره : 17 - شماره : 45 - صفحه:51 -72
|
چکیده
|
ازجمله موضوعات مورد مطالعه در جغرافیای فرهنگی بررسی و مطالعه قلمروهای تاریخی ظهور نمادها و فرایندهای عینی و ذهنی فرهنگ در چارچوب رهیافت های روش شناسی از جمله مکتب سازه انگاری می باشد. منظور از سازه انگاری شکل گیری هویت و انتظارات از کارکردهای یک جامعه متشکل انسانی و ایجاد یک چارچوب معین برای شناخت دیگران می باشد. این فهم و انتظارات در نتیجه تعامل متقابل آفریده شده و بر حسب آن قلمرو فرهنگی ساخته می شود. از این جهت تعیین قلمروهای تاریخی فضایی فرایندهای فرهنگی و تبیین علل جغرافیایی ظهور آن از مبنایی ترین اصول مطالعه و شناخت در علوم جغرافیایی می باشد. بدیهی است از حیث تاریخی ظهور فرهنگ دارای خاستگاه های جغرافیایی مشخص با خصوصیات متمایز می باشد که از مهمترین قلمروهای جغرافیایی ظهور فرهنگ ، حوزۀ جغرافیای فرهنگی هلال خصیب و یونان باستان می باشد. در این پژوهش کوشش گردیده با رویکرد توصیفی تحلیلی و با مراجعه به مستندات نظری ویژگیهای این دو قلمروی تاریخی فرهنگی در چارچوب نظریه سازه انگاری ، تبیین و مقایسه گردد و اثرات تاریخی آنها در فرایندهای فضایی مکانی فضایی حوزه های تحت نفوذ آنها تشریح گردد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که دو قلمروی یونان و هلال خصیب اثرات کارکردی متفاوت و حتی متضادی را در مناطق تحت نفوذ خود ایجاد نموده اند و همچنان تعارضات مکانی فضایی ناشی از این تفاوت تاریخی در جریان می باشد.
|
کلیدواژه
|
قلمروی فرهنگی، یونان باستان، هلال خصیب، سازه انگاری، جغرافیای تاریخی
|
آدرس
|
دانشگاه یزد, دانشکده علوم انسانی, گروه جغرافیا, ایران
|
پست الکترونیکی
|
ehsanlashgari80@yahoo.com
|
|
|
|
|