|
|
مطالعه سفال دوره مس سنگ میانه چهارمحال و بختیاری با استفاده از آنالیز پتروگرافی و icpoes
|
|
|
|
|
نویسنده
|
حاجی نوروزی فاطمه ,حیدریان محمود ,خسروزاده علیرضا
|
منبع
|
مطالعات باستان شناسي - 1400 - دوره : 13 - شماره : 2 - صفحه:175 -198
|
چکیده
|
در پژوهش حاضر سعی شده تا با استفاده از مطالعات آزمایشگاهی، اشتراکات ساختاری سفالهای مس سنگ میانه منطقه چهارمحال و بختیاری که از نظر ویژگیهای ظاهری شباهت زیادی با سفال مناطق خوزستان و فارس دارند، بررسی شود.. سفال هایی با پخت مناسب و در طیف رنگی نخودی، کرم، سبز روشن، سبز نخودی و تعداد کمی نارنجی که به طور معمول با نقوش سیاه یا قهوه ای روی زمینه نخودی، کرم یا سبز نخودی ظاهر شده بودند و نقوش روی این سفال ها طرح هایی مانند نقوش هندسی، خطوط موازی، مثلث ها و نقوش نقطه ای را شامل می شد. استفاده از روشهای آزمایشگاهی برای منشاءیابی اینگونههای سفالی ضروری به نظر میرسید تا مشخص شود این سفال بومی بوده یا اینکه از طریق کوچروها وارد منطقه میشده است چراکه پاسخ به اینگونه سوالها میتواند تا حد زیادی برهمکنشهای فرهنگی بین جوامع ساکن در فلات ایران در دوره مس سنگ میانی را نیز مشخص کند. به همین منظور، تلفیقی از روشهای میدانی و آزمایشگاهی بکار بسته شد. 32 قطعه سفالی جمعآوریشده از سطح محوطههای مس سنگ میانه مناطق چهارمحال و بختیاری (منطقه اصلی) و خوزستان و فارس (مناطق شاهد) با انجام آزمایشهای پتروگرافی و طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی ((icpoes، تجزیهوتحلیل شدند. بعد از انجام آزمایش ها و با مقایسه چند عنصری بین نمونههای چهارمحال و بختیاری و نمونههای مشابه از لحاظ ساختاری، این نتیجه حاصل شد که نمونههای خوزستان و فارس طبیعتاً در همان مناطق که به ترتیب خاستگاه سفال شوشان و باکون هستند، تولید میشده اند؛ اما نمونههای چهارمحال و بختیاری با وجود شباهتهای بسیار از لحاظ ظاهری و فنی با مناطق همجوار، در خود چهار محال و بختیاری و در محدوده همان محوطهها تولید شدهاند. در واقع تولید سفال اگرچه با تاثیر از فرهنگهای همجوار ساختهشده اما این تاثیرپذیری به دلیل کوچ سفالگران به منطقه و یا انتقال فنآوری ساخت سفال در اثر همین حرکات کوچروی بوده است.
|
کلیدواژه
|
منشاءیابی، مس سنگ میانه، چهارمحال و بختیاری، پتروگرافی،
|
آدرس
|
دانشگاه تهران, دانشکده ادبیات و علوم انسانی, ایران, دانشگاه شهرکرد, دانشکده ادبیات و علوم انسانی, گروه باستانشناسی, ایران, دانشگاه شهرکرد, دانشکده ادبیات و علوم انسانی, گروه باستانشناسی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Study of Middle Chalcolithic Pottery in Chaharmahal and Bakhtiari by Using Petrographic and ICPOES Analysis
|
|
|
Authors
|
Hajinoroozi Fatemeh ,Heydarian Mahmood ,Khosrowzadeh Alireza
|
Abstract
|
The work has tried to study the structural propinquity of Middle Chalcolithic potteries in Chaharmahal va Bakhtiari, which, in terms of appearance, are very similar to those of Khuzestan and Fars, by using laboratory studies. The pottery with well firing was made in the color range of buff, cream, buffgreen, light green and less frequently orange wares. Characteristic of these ceramics is the paste which tends to be buff or its different shades. Sand and fine white particles were used as temper. The painted type is seen in buff, creamy or greenish creamy. The designs generally include geometric motifs represented mainly by parallel bands and lines, undulating lines, hanging triangles, checkerboard patterns, ladders and dot motifs. For the provenance of these types of pottery, the use of laboratory methods seemed necessary to find out whether this pottery is native or has entered to area by the nomads. We can largely determine the interactions of the communities on the Iranian plateau during the Middle Chalcolithic. For this purpose, it employs a combination of field, library and laboratory methods. 32 pieces of pottery, collected from the surface of the Middle Chalcolithic sites of Chaharmahal va Bakhtiari, Khuzestan and Fars, were analyzed by performing petrographic and ICPOES analysis. After the analysis and multiplicity compering between Chaharmahal va Bakhtiari samples and similar structural samples, it was concluded that specimens of Khuzestan and Fars are naturally produced in the same regions as the origin of the Susa and Bakun pottery, respectively. But the samples of Chaharmahal va Bakhtiari have been produced in itself, the Chaharmahal va Bakhtiari areas, despite the apparent technical similarities with the neighboring regions. In fact, the production of pottery, is made by the influence of neighboring cultures, but, this effect was due to the transferring of potters to the area or the transferring of the technology of making pottery due to the nomad movements
|
Keywords
|
ICPOES
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|