|
|
مرزهای جغرافیائی و فرهنگی زاگرس مرکزی و فلاتِ مرکزی ایران در پیشازتاریخ
|
|
|
|
|
نویسنده
|
مترجم عباس ,یوسفی زشک روح الله ,ضیغمی مجید
|
منبع
|
مطالعات باستان شناسي - 1399 - دوره : 12 - شماره : 1 - صفحه:199 -220
|
چکیده
|
یافتههای باستانشناختی اخیر دالمایی در دشتهای کردستان و همدان و اهمیتی که عوارضِ طبیعی در تعیینِ مرزها و سرحداتِ حوزههای فرهنگی و تحلیل تحولات بین منطقهای دارند، ضرورتهایی را در بازبینیِ منطقه بندی باستانشناختی در محدوده روابطِ مرکزِ فلاتِ ایران و زاگرسِ مرکزی ایجاب کردهاند. محدوده فلاتِ مرکزی عمدتاً مشتمل بر دشتهایِ کاشان، قم و ساوه، قزوین، تهران، و حاشیه دشتِ کویر دانسته شده که البته نامی از مناطقِ کردستان، همدان و مرکزی در آن به میان نمیآید. در صحبت از منطقه زاگرسِ مرکزی نیز محوطههایی فراتر از اسدآباد و نهاوند موردتوجه قرار نگرفته است. بازبینیِ تحولات فرهنگی پیشازتاریخ منطقه در تعامل با عواملی چون عوارضِ جغرافیائی، مرزبندیِ حوضههایِ آبریز، کیفیتِ مسیرهایِ ارتباطی و انسجامِ پراکندگیِ برخی از موادِ فرهنگیِ چون سفال نشان میدهد که باستانشناسان برایِ بخشهای عمدهای از این منطقه هرگز نقشی در تعیینِ محدوده حوزههایِ فرهنگی قائل نبودهاند. مطالعه ویژگیهای جغرافیائی و مستنداتِ فرهنگی، بر تعریفِ هویتِ متمایز و الگومندی در ”غربِنزدیکِ“ مرکزِ ایران، منطبق با پهنه زمینشناختی ارومیههمدان، تاکید دارد. شفافیت چنین تعریفی، میتواند تحلیلِ بروز و تحول پدیدههایی چون نفوذِ فرهنگهایِ دالما و کوراارس در حاشیههایِ غربیِ مرکزِ فلات و نوارِ شرقیِ زاگرسِ مرکزی را، در چهارچوبِ تعاملاتِ سرحدیِ حوزههایِ فرهنگی، تسهیل کند.
|
کلیدواژه
|
مرزهای فرهنگی، منطقهبندی، دالما، ارومیه همدان، غربِ نزدیک
|
آدرس
|
دانشگاه بوعلیسینا, گروه باستانشناسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین, گروه باستانشناسی, ایران, دانشگاه بوعلی سینا, گروه باستان شناسی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
ma.zeyghami@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Geographical and Cultural Boundaries of Central Zagros and Central Plateau of Iran
|
|
|
Authors
|
Motarjem Abbas ,Yousefi Zoshk Rouhollah ,Zeyghami Majid
|
Abstract
|
The different environmental features of the Central Iranian Plateau and the Central Zagros region, including the type of access to hydrological resources adjacent to the climatically high pressure regions, such as desert lands and mountainous locations, and the communication constraints are characteristics that throughout the millennia shaped the cultures of these areas. It seems that according to the recent archaeological discoveries and the natural and geographical features’ effects on determination of cultural zones, the revision of archaeological divisions of the central plateau and Zagros is an obvious and essential issue. In the past, the definition of the Central Plateau mainly included the plains of Kashan, Qom and Saveh, Qazvin, Tehran, and the margins of Kavir desert, but did not mention Kurdistan and Hamedan at all. Also, in the Central Zagros area, never mentioned any sites beyond Asadabad and Nahavand. Thus, the role of these regions in the course of cultural transformation, like a blind spot, has always been neglected and archaeologists never considered important places in the areas located between the central plateau and central Zagros, until now. Whereas, geographical divisions, despite the differences between the views of some geographers, emphasize the geomorphologic distinctions of these regions against the Central Plateau and Zagros. Thus, by a review of the factors such as geographical features, catchment areas, quality of communication routes, and the distributional coherence of some cultural materials, especially pottery, the necessity of defining an independent identity for the “Near west” of central Iran, which corresponds to the geological zone of the SanandajHamedan, distinct from the Central Zagros and the Central Plateau zone, will simply be accepted.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|