|
|
کانیشناسی، میکرومورفولوژی و پذیرفتاری مغناطیسی متاثر از تشکیل و تحول خاک در شمال کرمان
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سلیمانی ساردو الهام ,فرپور محمد هادی ,محمودآبادی مجید ,جعفری اعظم
|
منبع
|
مديريت خاك و توليد پايدار - 1402 - دوره : 13 - شماره : 4 - صفحه:75 -96
|
چکیده
|
مقدمه: تغییر و تحول خاکها در طول تکامل آنها بر ترکیبات کانیشناسی، خصوصیات میکرومورفولوژیکی و میزان پذیرفتاری مغناطیسی خاکها تاثیر میگذارد. بنابراین بهمنظور تکمیل مطالعات موروفولوژی و تکامل خاکها بهرهگیری از مطالعات میکرومورفولوژی برای مطالعه ردهبندی و مدیریت خاک ضروری میباشد. بررسی کانیشناسی برای فهم چگونگی تشکیل خاک نیز امری ضروری است. ویژگیهای مغناطیسی خاک، بازتابی از برهمکنشهای پیچیده شیمیایی، زمینشناسی و زیستی موجود در آن میباشند؛ بنابراین آگاهی از عوامل موثر بر پذیرفتاری مغناطیسی خاک به درک و تفسیر هرچه بهتر نتایج کمک میکند. بررسی پذیرفتاری مغناطیسی به پدولوژی، نقشهبرداری خاک، تغییرات فرایندهای خاک، تاثیر مواد مادری، فهم فرایندهای رسوبی، شرایط زهکشی خاک، آلودگی خاک، تفکیک و شناسایی محدودههای خاک خدمت کند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات میزان پذیرفتاری مغناطیسی، کانیشناسی رس و میکرومورفولوژی متاثر از تشکیل و تحول خصوصیات خاک انجام گرفته است. مواد و روشها: تعداد هفت خاکرخ در منطقه مطالعاتی، در کاربری بایر و واحدهای فیزیوگرافی تپه، دشت دامنهای، دشت آبرفتی و اراضی پست در دو بخش مواد مادری آذرین و رسوبی حفر و تشریح شدند. پس از نمونهبرداری از افقهای ژنتیکی هر کدام از خاکرخها، اندازهگیری خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آنها با استفاده از روشهای استاندارد انجام شد. غلظت آهن پدوژنیک (fed) و بیشکل (feo) با استفاده از دستگاه جذب اتمی vario (aas) تعیین گردید. همچنین، کلوخههای دستنخورده خاک برای تهیه مقاطع نازک و مطالعات میکرومورفولوژی انتخاب شدند. از طرف دیگر، سه نمونه خاک برای آنالیز پراش پرتو ایکس (xrd) تهیه گردید. برای تعیین نوع کانیهای رسی از روشهای جکسون (1975) و کیتریک و هوپ (1963) بهمنظور حذف املاح محلول، کربناتها، مواد آلی و آهن و جداسازی ذرات رس استفاده گردید. در نهایت، پذیرفتاری مغناطیسی نمونههای خاک با استفاده از دستگاه bartington ms2 dual frequency sensor و حسگر ms2b در دو فرکانس بالا ( در 6/4 کیلوهرتز) و پایین ( در 46/0 کیلوهرتز) اندازهگیری شد. بحث و نتایج: در خاکرخهای مورد مطالعه، فرایندهای شور شدن، انتقال مکانیکی مواد و آبشویی و تجمع گچ و کربناتها مشاهده گردید. با توجه به حضور افقهای مشخصه کلسیک، ژیپسیک، سالیک، آرجیلیک و ناتریک، خاکها در رده اریدیسول (سامانه ردهبندی خاک امریکایی) و گروههای مرجع سولونچاک، سولونتز، کلسیسول و ژیپسیسول (سامانه wrb) قرار میگیرند. حضور گچ، کربناتها، شوری، تجمع رس و مشاهده افق آرجیلیک، سبب کاهش میشود. توالیهای مشاهده شده از پوشش رس و کربناتها در حاشیه حفرات میتواند دلیل وجود توالی دورههای ترسالی و خشکسالی از زمان گذشته باشد. مقادیر پذیرفتاری مغناطیسی اندازهگیری شده در نمونهها از 3/4 تا 1264 (10-8 m3 kg-1×) متغیر میباشد. در بررسی مقاطع نازک نیز فراوانی اشکال مختلف و پرشدگی گچ، پوششها و تجمعات رسی و کربناتهای در حال تجزیه غالب میباشد. کانیهای مونتموریلونیت، کلریت، ایلیت، کائولینیت، کوارتز و ورمیکولیت در خاکرخهای مورد مطالعه مشاهده شد. کلریت و ایلیت کانی غالب بخش رس این خاکرخها میباشند. با توجه به انقطاعهای مشاهده شده در خاکرخ 2، احتمال وجود دوره مرطوب در گذشته، دور از انتظار نخواهد بود. رطوبت سبب خروج پتاسیم و تبدیل کانیهای ایلیت و کلریت به ورمیکولیت میشود. غالبیت ایلیت و کلریت در سایر خاکرخهای مطالعاتی میتواند شاهدی بر احتمال آغاز هوادیدگی و تکامل خاکرخها باشد. نتیجهگیری: تغییر در مقادیر با تغییر عمق و همسو با تغییر خصوصیات فیزیکوشیمیایی مشاهده گردید؛ بهطوریکه مقادیر در حضور افق آرجیلیک، مقادیر گچ، کربنات کلسیم و شوری کاهش محسوسی نشان داد. منشا اغلب کانیهای رسی موجود، موروثی و بهندرت حاصل فرایندهای خاکسازی میباشد. همچنین، بین مقادیر و آهن، رابطه مستقیم مشاهده شد. بهطور کلی، نتایج بیانگر جوانی و آغاز مراحل تکامل خاکرخهای مورد مطالعه میباشد که خاکرخ 2 با وجود خاک چندتشکیلی و افقهای مدفون قدیمی، یک مورد استثنا میباشد.
|
کلیدواژه
|
ایران مرکزی، پوشش رسی، ردهبندی خاک، زمینشناسی، شکلهای آهن
|
آدرس
|
دانشگاه شهید باهنر کرمان, دانشکده کشاورزی, گروه علوم و مهندسی خاک, ایران, دانشگاه شهید باهنر کرمان, دانشکده کشاورزی, گروه علوم و مهندسی خاک, ایران, دانشگاه شهید باهنر کرمان, دانشکده کشاورزی, گروه علوم و مهندسی خاک, ایران, دانشگاه شهید باهنر کرمان, دانشکده کشاورزی, گروه علوم و مهندسی خاک, ایران
|
پست الکترونیکی
|
a.jafari@uk.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
mineralogy, micromorphology and magnetic susceptibility affected by soils evolution and genesis, northern kerman
|
|
|
Authors
|
soleimani sardoo elham ,farpoor mohammad hady ,mahmoodabadi majid ,jafari azam
|
Abstract
|
introduction: mineralogical composition, soil morphological properties, and magnetic susceptibility were affected along soil evolution in soils. that is why micromorphology helps in performing soil classification and evolution studies, as well as making soil management practices much more efficient. clay mineralogy is a useful tool that helps in better understanding soil forming factors and processes. soil magnetic properties are complex reflections of chemical, geological, and biological soil characteristics. thus, knowledge about factors affecting magnetic susceptibility can help in better understanding and interpreting the results obtained in an area. assessment of soil magnetic behavior might be used in pedology, soil mapping, investigation of soil process variations, parent material composition, sedimentary processes, soil drainage conditions, soil pollution, and separation and identification of soil unit boundaries. the present study was performed to investigate the effects of magnetic susceptibility, clay mineralogy, and micromorphology on soil characteristics, genesis, and evolution.materials and methods: seven representative pedons were selected in sedimentary and igneous sections in uncultivated land use and physiographic units: hill, piedmont plain, alluvial plain, and lowland. physicochemical properties measurements were performed on the collected samples from representative pedons using standard methods. the pedogenic (fed) and amorphous (feo) iron concentrations of the extracts were determined using a vario atomic absorption spectroscope (aas) instrument. undisturbed soil samples were selected for micromorphology studies and thin section preparation. additionally, three soil samples were used for x-ray diffraction (xrd) analyses after carbonates, organic matter, and fe were removed using jackson (1965) and kittrik and hope (1963) procedures. finally, the mass-specific magnetic susceptibility of soil samples was determined using a bartington ms2 meter equipped with the ms2b dual frequency sensor, capable of taking measurements at both low (χlf at 0.46 khz) and high (χhf at 4.6 khz) frequencies.results and discussion: salinization, leaching, and illuviation processes of gypsum and carbonates were observed in the studied pedons. the soils were classified as aridisols (soil taxonomy system) and solonchacks, solonetz, gypsisols, and calcisols rsgs (wrb system) due to the presence of calcic, gypsic, salic, argillic, and natric diagnostic horizons. the presence of gypsum, carbonates, salt, clay accumulation, and argillic horizon reduces χlf values. the calcite coating located on the clay coating could probably be attributed to the presence of a climate with more available humidity in the past. the range of soil magnetic susceptibility was from 4.3×10-8 to 1264×10-8 m3kg-1. gypsum infillings, different forms of gypsum, clay accumulation and coatings, and weathered calcite crystals were among the dominant micromorphological features observed in the studied pedons. montmorillonite, chlorite, illite, kaolinite, quartz, and vermiculite minerals were observed in the studied pedons. chlorite and illite minerals were dominant in the clay fraction of the studied soils, whereas a portion of these minerals was probably converted to vermiculite. discontinuities observed in pedon 2 could be accounted for as proof of more available humidity in the past compared to the present time periods. moisture has caused the removal of potassium and transformation of illite and chlorite to vermiculite. the dominance of illite and chlorite can be proof of initial weathering and evolution in the other studied pedons.conclusion: the χlf variations was related to depth trend and physicochemical properties. the χlf values showed a noticeable negative correlation with argillic horizon, gypsum content, carbonate calcium, and salinity. it seems that most of the clay minerals originated from the parent material in the present study, and pedogenic source has rarely taken place. besides, the χlf and fe contents were directly correlated. in general, the results indicated young soils with primary development stages in the area under study. pedon 2 with buried polygenetic soils is an exception.
|
Keywords
|
central iran ,clay coating ,geology ,iron forms ,soil classification
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|