|
|
سیر تحول پیشوند استمرار از فارسی باستان تا فارسی نو
|
|
|
|
|
نویسنده
|
یوسفی فتانه ,منشی زاده مجتبی ,زاهدی فرح
|
منبع
|
پژوهش هاي زباني - 1399 - دوره : 11 - شماره : 2 - صفحه:271 -285
|
چکیده
|
در گذشته زبان فارسی، پیشوندهای فعلی کارکردهای گوناگونی بر عهده داشتند، از جمله کارکرد قیدی و گاهی هم معنای اصلی فعل را گسترش یا محدود یا به کلی دگرگون می کردند. غالب پیشوندهای فعلی در اصل هم به جای قید به کار می رفته اند و هم به عنوان حرف اضافه. در دوره میانه زبان فارسی، از کارکردهای نقشی آنها به تدریج کاسته شده و زبان به سمت تحلیلی شدگی پیش رفته و پیشوندهای فعلی کمتر باعث تغییر معنای واژگانی فعل شده اند. به دیگر سخن، به صورت پیشوندهای تثبیت شده و غیرزایا در دوره میانه و سپس در دوره بعدی ظاهر شده اند. این صورت های زبانی در روند تحول زبان فارسی، غالباً دستوری شده اند و نقش های گوناگون دستوری را بر عهده گرفته اند. یکی از این صورت های واژگانی، پیشوند «می» در زبان فارسی امروز است که چنین روندی را پشت سر گذاشته و موضوع این مقاله هم بررسی تحولات تاریخی و نقش آن در زبان فارسی امروز است. در فارسی امروز، «می» به عنوان پیشوند تصریفی با افعال ماضی و مضارع همراه می شود و نمود استمرار یا عادت را بازنمایی می کند. در این مقاله، سیر تحول «می» از دوره باستان تا فارسی امروز بررسی می شود و به کارکردهای آن در ادوار مختلف زبان فارسی اشاره می گردد. این پیشوند بازمانده صورت *hamaiwa در دوره باستان است که به صورت hamē به فارسی میانه رسیده است. hamē در فارسی میانه قید به معنی «همیشه» است و نمود استمرار و عادت را بازنمایی کرده و جای ثابتی در جمله نداشته و در جایگاه های گوناگون به کار رفته است. در متون ادب فارسی، این پیشوند به صورت «همی» و «می» باقی مانده و به تدریج به فعل جمله نزدیک شده و طی روند دستوری شدگی، کارکرد پیشوند تصریفی بر عهده گرفته است. در فارسی امروز، «می» علاوه بر نمود استمرار و عادت، برای بازنمایی مفاهیم وجهی نیز کاربرد دارد. در جملاتی که مفهوم آرزوی تحقق نیافته و فرض نامحقق را بیان می کنند، این پیشوند به فعل ماضی افزوده می شود و کارکرد وجهی بر عهده می گیرد. بدین ترتیب، پیشوند «می» که پیشتر روند دستوری شدگی را طی کرده و از مقوله قیدی به پیشوند تصریفی بدل شده و بازنمایی نمود استمرار و عادت را بر عهده گرفته است، در فارسی امروز، دستوری تر شده و در بازنمایی وجه نیز نقش ایفا کرده است.
|
کلیدواژه
|
نمود استمراری، نمود عادت، قید، پیشوند فعلی، دستوری شدگی
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی, ایران, دانشگاه علامه طباطبائی, گروه زبان شناسی, ایران, سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Evolution of Verbal Prefix mi in Persian Language
|
|
|
Authors
|
Yousefi fataneh ,monshizade mojtaba ,zahedi farah
|
Abstract
|
This paper explores the evolution of the inflectional verbal prefix mi and its diverse roles from the Old Persian through the Middle Persian language, to the New Persian. In the earlier stages of Persian, verbal prefixes played varied roles, such as the adverbial function. Verbal prefixes could extend or restrict the principal meaning of the verb, or even change it altogether. The majority of verbal prefixes could originally be used both as adverbs and prepositions. However, the middle period of the Persian language witnessed a gradual reduction in the functional roles verbal prefixes played, as the language drifted toward analyticity. For this reason, verbal prefixes were no more able to change the verb meaning as they used to in the earlier stages. In other words, they changed to be fixed prefixes which were not generative anymore in middle Persian and the later stages of the language. In fact, verbal prefixes were grammaticalized and accepted various grammatical roles. This prefix is the contemporary Persian mi that represents the durative or habituative aspect. This inflectional prefix mi originates from old *hamaiwa through the middle Persian hamē which means “always” in Middle Persian. Hamē also represents continuity and habits, while it does not have a fixed place in the sentence having been attested in a variety of places. In classical Persian literature texts, hamē is attested in the forms of hami and mi. The two classical Persian forms gradually moved closer to the verb, and were finally attached to the verb to be grammaticalized as an inflectional prefix. Contemporary mi represents not only continuity and habit, but also plays a modal role to signify unfulfilled wishes and unrealized assumptions by prefixing a past verb. Thus, the adverbial *hamaiwa has gone through a long process of grammaticalization, and has become an inflectional prefix to signal continuity and habits aspect and also irreal modality.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|