|
|
روراستی تعارفها و جنسیت در زبان فارسی: رویکردی شناختی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
بردبار مریم ,گلفام ارسلان ,بهرامی خورشید سحر ,عامری حیات
|
منبع
|
پژوهش هاي زباني - 1398 - دوره : 10 - شماره : 1 - صفحه:21 -37
|
چکیده
|
این پژوهش به عدم / روراستی تعارفهای زبان فارسی در دو جنس زن و مرد با استفاده از طرحوارههای فرهنگی به عنوان ابزار تحلیلی میپردازد. دادههای این پژوهش که از بافتهای گفتوگو در تعاملات طبیعی و فیلمهای ایرانی جمعآوریشده، به وسیله روش تحلیل مکالمه بررسی شده است. پژوهشگران با بهکارگیری روش دروننگر 15 طرحوارۀ فرهنگی زیربنایی برای تعارفهای زبان فارسی شناسایی کرده و مدلی ارائه دادهاند. نظریۀ زمینهای برای استخراج طرحوارهها از پیکرۀ هزار تعامل تعارفی به کار گرفته شده است. بدین منظور تعارفهایی که از درون پیکره استخراج و ترانویسی شده است، بررسی شده و تعارفهایی که نیروی منظوری و کاربرد مشترک داشتند شناسایی و به عنوان طرحوارههای فرهنگی خرد طبقهبندی شدهاند. به هر طبقه عنوانی اختصاص داده شده و رمزگذاری اولیه صورت گرفته است. جهت اطمینان از پایایی طبقهبندیها از دو ارزیاب دیگر استفاده شده است. سپس مفاهیمی که در فرهنگ ایرانی پایه و اساس این طرحوارههای خرد تلقی میشود شناسایی و به عنوان طرحوارههای فرهنگی کلان نام دهی شده است. هفت طرحوارۀ کلان در این بررسی منظور شده روراستی تعارفها در دو جنس از طریق پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته است. تعارفها و بافتهای آنها در پرسشنامه آمده و از پاسخگوها خواستهشده میزان روراستی تعارفها را ارزیابی و به آنها امتیاز دهند. تعارفها به تعداد مساوی از گفتگوهای میان مردها و زنها انتخاب شده و با طرحوارههای زیربنایی مختلف بدون نظم خاصی در پرسشنامه توزیع شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد که علیرغم باور عموم به روراستی بیشتر مردها در تعارفات در مقایسه با زنها، گرچه روراستی تعارفات زنها به میزان جزئی بیشتر بوده اما تفاوت معناداری بین روراستی دو جنس وجود ندارد. گرچه طرحوارههای خرد زیربنای (غیر) روراستترین تعارفها در زنها و مردها متفاوت بوده و بازتابندۀ تفاوتهای روانشناختی و اجتماعی آنها است، اما طرحواره های کلان زیربنایی به تبعیت از شناخت توزیعی، مشترک هست.
|
کلیدواژه
|
روراستی، تعارف، جنسیت، زبان فارسی، رویکرد شناختی
|
آدرس
|
دانشگاه اصفهان, گروه زبانشناسی, ایران, دانشگاه تربیت مدرس, گروه زبان شناسی, ایران, دانشگاه تربیت مدرس, گروه زبان شناسی, ایران, دانشگاه تربیت مدرس, مرکز پژوهشهای زبان و ادبیات فارسی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Sincerity of Ta’arofs Across Genders in Persian Language: A Cognitive Approach
|
|
|
Authors
|
Bordbar Maryam ,Golfam Arsalan ,Bahrami Sahar ,Ameri Hayat
|
Abstract
|
This paper deals with the sincerity of Persian language Ta’arofs across genders. The sincerity is evaluated by means of cultural schemas. Data that is gathered from different conversational contexts and Iranian films is analyzed by conversation analysis method. Using emic approach, the researchers identify fifteen underlying cultural schemas for Persian Ta’arofs and represent a model. To fulfill this aim, the Ta’arofs with similar illocutionary forces are identified and classified as cultural microschemas. Each class is given a title and the first encoding is done. To make sure about the validity of the classifications two interraters are employed. Then the concepts which are considered as the basis for these microschemas in Iranian culture are identified and labeled as macroschemas. The Ta’arofs are evaluated in questionnaires in terms of sincerity they are associated with across genders. Ta’arofs and their contexts are presented in the questionnaire and the subjects are asked to evaluate the sincerity of Ta’arofs. Ta’arofs are chosen from both genders’ conversations equivalently and distributed in the questionnaire with different cultural schemas. The evaluation of data demonstrates that despite the common belief that men’s Ta’arofs are more sincere than women’s, there wasn’t any significant difference between their degrees of sincerity. Moreover, considering that the most and the least sincere Ta’arofs belong to women, we can say that the range of sincerity of Ta’arofs is wider in women than in men. The underlying microschemas of the most sincere Ta’arofs in women and men are respectively sympathy (Hamdeli) and compliment (Tahsin); and, the underlying microschemas of the least sincere Ta’arofs are respectively hospitality (Mehmannavazi) and Shekastehnafsi in women and men. Although the underlying microschemas of the most (in) sincere Ta’arofs are different in the two genders and reflect social and psychological differences between them, the underlying macroschemas obey the notion of distributive cognition.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|