|
|
حقوق موضوعه اشراقی ژرژ گورویچ و بینیازی به مفهوم حقوق طبیعی؛ تاملی بر چگونگی رفع چالش آنتینومی حقوق
|
|
|
|
|
نویسنده
|
شهابی مهدی
|
منبع
|
مطالعات حقوق تطبيقي معاصر - 1401 - دوره : 13 - شماره : 26 - صفحه:97 -124
|
چکیده
|
اساس اندیشه حقوق طبیعی، چه از نوع کلاسیک و چه از نوع مدرن، وجود معیاری برتر برای امر درست است و این امر درست، ملاک سنجش اعتبار و درستی یا نادرستی حقوق موضوعه است. میتوان بسان مکتب تاریخی، رویکرد آنتینومیک به حقوق را کنار گذاشت و اندیشه تحققی و حقوق موضوعه را جایگزین اندیشه حقوق طبیعی کرد؛ نهتنها از حاکمیت متافیزیک بر واقعیت دست شست، بلکه از دغدغه تعامل ارزش و واقعیت نیز عبور کرد. گورویچ با رویکرد آنتینومیک به حقوق موافق نیست؛ وی دغدغه تعامل ارزش و واقعیت را دارد. پس، به اشراق تجربی بهعنوان مبنای اعتبار حقوق پناه میبرد و این اشراق را نیز نوعی مینگرد تا مانند پترازیسکی، گرفتار اشراق فردی نشود و کثرتگرایی او بیانتها نباشد. گورویچ تلاش دارد تا بر اساس اشراق تجربی حقوق موضوعهای را بنیان گذارد که ضرورتاً حاکم بر حقوق موضوعه شکلی نیست؛ چراکه بنا نیست معیاری برای سنجش درستی آن باشد. اگر اینگونه باشد، پس باید برداشت تحققی گورویچ از ارزش را به معنای نفی اندیشه حقوق طبیعی دانست. اما واقعیت اینست که وی نتوانسته است علاقه خود به امر درست برتر را پنهان دارد؛ به بیان بهتر، گورویچ قادر نبوده است از اندیشه امر درست عبور کند، بنابراین، ادعای او در نفی حقوق طبیعی را باید به ادعایی ترمینولوژیک فرو کاست.
|
کلیدواژه
|
حقوق طبیعی، حقوق موضوعه اشراقی، حقوق موضوعه شکلی، ژرژ گورویچ، لئون پترازیسکی
|
آدرس
|
دانشگاه اصفهان, ایران
|
پست الکترونیکی
|
m_shahabi@ase.ui.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
the intuitive positive law of georges gurvitch and the uselessness of the notion of natural lawthinking about how to solve the antinomic challenge of law
|
|
|
Authors
|
shahabi mahdi
|
Abstract
|
the basis of the idea of natural law, whether classical or modern, is the existence of a superior norm for law, and this norm is the criterion for judging the validity and correctness or incorrectness of the positive law. it is possible to abandon, as the historical school did, the antinomic approach to law, and replace natural law with positivism and positive law; and thus overcome as much of the preeminence of metaphysics over reality as of the anxiety of the interplay of value and reality. gurvitch does not accept the antinomic approach to law and his concern is the interaction of value and reality. therefore, he resorts to empirical intuition as the basis for the validity of the law. according to him, this intuition is objective so that he does not fall, like petrazicky, into the trap of individual intuition; and its pluralism is not borderless. gurvitch tries to base positive law on empirical intuition which does not necessarily have authority over formal positive law because it is not supposed to be a criterion for evaluating the validity of this positive law. if so, then gurvitch’s conception of value must be seen as a rejection of the idea of natural law. and yet, the fact is that gurvitch could not hide his interest in the correctness. he could not pass from correctness and as a result, his claim to deny natural law must be reduced to a terminological claim.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|