>
Fa   |   Ar   |   En
   کاربست «نظریه مکتب» در تاریخ نگاری دوره اسلامی: امکان یا امتناع  
   
نویسنده تقوی محمد ,کاظم‌بیگی محمدعلی
منبع پژوهشنامه تاريخ تمدن اسلامي - 1393 - دوره : 47 - شماره : 2 - صفحه:193 -207
چکیده    در پژوهش‌هایی که از سده بیستم میلادی درباره تاریخ نگاری دوره اسلامی انجام شد، الگوهایی ارائه گردیدکه دست کم بر یکی از چهار مولفه زمان، موضوع، ساختار و خاستگاه جغرافیایی مولفان، متکی بود. در این بین، مولفه «خاستگاه جغرافیایی مولفان آثار» که با عنوان «نظریه مکتب» شناخته می شود، تاریخ نگاری دوره اسلامی را به دو مکتب اصلی حجاز به مرکزیت مدینه و عراق به مرکزیت کوفه تقسیم می کند و اعتبار روایت های تاریخی را بر این اساس مورد سنجش قرار می دهد. با این حال شواهد نشان می دهد که این نظریه برای دستیابی به هدف خود کارساز نیست و تنها در فهم تطور موضوع های مختلف تاریخ نگاری اسلامی همچون فتوح نگاری، نسب نگاری و سیره نگاری می‌تواند سودمند باشد.
کلیدواژه آلبرشت نوث، تاریخ‌نگاری اسلامی، نظریه مکتب، ولهاوزن
آدرس دانشگاه تهران, ایران, دانشگاه تهران, گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی, ایران
پست الکترونیکی mabeyki@ut.ac.ir
 
   Application of the “Theory of School” to Islamic Historiography: Possibility or Impossibility  
   
Authors Taqavi Mohammad ,Kazembeyki Mohammad Ali
Abstract    Most of the 20th century studies on Islamic Historiography have demonstrated the importance of time, subject, structure and geographical origins of both narrators and authors. Of these factors, the latter has been emphasized as the base for “theory of school” for Islamic historiography. According to the theory, Islamic historiography, affected by the geographical origin, could be divided into two main schools of Medina (in Ḥijāz) and Kufa (in Iraq). The present work intends to evaluate “theory of school”. The findings show basing the theory on geographical origin is not supported by existing evidence. Moreover, such a theory is useful only to understand genres of works in the field of Islamic history such as Futūḥ, Ansāb, and Sīra etc.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved