|
|
بررسی تطبیقی «حُسن وضع» در قطعات نستعلیق میرعماد حسنیسیفیقزوینی و علیرضا عباسی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
گلستان آمنه ,قلیچخانی حمیدرضا ,قمری فاطمه
|
منبع
|
پژوهشنامه تاريخ تمدن اسلامي - 1400 - دوره : 54 - شماره : 2 - صفحه:481 -499
|
چکیده
|
میرعماد حسنی سیفی قزوینی و علی رضا عباسی از خوشنویسان مطرح دوره صفوی بودهاند. میرعماد در نستعلیق تبحر داشت و علیرضا عباسی در سه قلم نسخ، ثلث و نستعلیق. در پژوهش حاضر به بررسی تفاوت های ترکیب بندی در قطعات نستعلیق این دو خوشنویس، با استفاده از منابع کتابخانهای و به روش پیمایشی با رویکرد توصیفی تطبیقی پرداخته شده و هدف اصلی، شناسایی و مقایسه قاعدۀ حسن وضع، از طریق بررسی قواعد ترکیب و کرسی است. به همین سبب، 10 قطعه از آثار نستعلیق در قالبهای چلیپا و سطرنویسی، تطبیق داده شده اند. بنابر مهمترین یافتههای این پژوهش، میرعماد در مقایسه با علیرضا عباسی، به قاعدۀ «حُسن وضع» پای بندی بیشتری داشته است. وجوه تمایز در تحریر این قطعات، ناشی از اختلافات جزئی در رعایت کرسی بندی ها ، نحوۀ اجرای مدّات، حروف و کلمات، زاویۀ نقطهگذاری، شیوۀ ترکیب بندی و پراکندگی مدّات و نیز نحوۀ رقم زنی دو خوشنویس است.
|
کلیدواژه
|
دوره صفوی، نستعلیق، حسنوضع، میرعماد حسنیسیفیقزوینی، علیرضا عباسی
|
آدرس
|
دانشگاه سوره, دانشکده هنر, ایران, سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران, ایران, دانشگاه زابل, دانشکده هنر و معماری, گروه مرمت آثار تاریخی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
ghamari@uoz.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
A Comparative Study of Good Layout (ḥosn-e ważʿ) in nastaʿlīq Pieces by Mīr ʿEmād Ḥasanī and ʿAlīrizā ʿAbbāsī
|
|
|
Authors
|
Golestan Ameneh ,Ghelichkhani Hamid Reza ,Ghamari Fateme
|
Abstract
|
Mīr ʿEmād Ḥasanī and ʿAlīrizā ʿAbbāsī are both calligraphers form the Safavid era. Mīr ʿEmād Ḥasanī was renowned for his expertise in nastaʿlīq script, and ʿAlīrizā ʿAbbāsī’s fame was due to his works in nasḵ, ṯolṯ, and nastaʿlīq. This study explores the dissimilarities in the composition of nastaʿlīq pieces by the two aforementioned calligraphers. This research purpose is to compare the composition (tarkīb) and seating (korsī) to have a good layout (ḥosne ważʿ). In this article, ten pieces of nastaʿlīq works in the forms of four diagonal sentences (chalīpā) and one sentence were analyzed. Mīr ʿEmād Ḥasanī had a better commitment to the rules and principles of calligraphy in comparison with ʿAlīrizā ʿAbbāsī. In addition, minor differences between the two artists’ works were detectable: the differences in the seating of letters, execution of stretched letters, words and letters, the angel between calligraphy pen and the paper while writing dots, composition methods, and dispersion of stretched letters, and the signature of each calligrapher.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|