>
Fa   |   Ar   |   En
   نقد وبررسی روابط تاریخی فکری اِخوانُ الصَّفا و اِسماعیلیه  
   
نویسنده جلالی علیرضا
منبع پژوهشنامه تاريخ تمدن اسلامي - 1399 - دوره : 53 - شماره : 1 - صفحه:135 -157
چکیده    هویت نویسندگان رسائل اخوان الصفا تاکنوندر پردۀ ابهام مانده و میان محققان، بحث و گمان‌هایی در باب انتساب آنان به فرق و مذاهب، به ویژه اسماعیلیه جریان داشته است. از دیرباز اسماعیلیه بر این باور بوده‌اند که رسائل نوشتۀ یکی از پیشوایان این گروه به نام احمد بن عبدالله بن محمد بن اسماعیل است. همچنین در دوران معاصر، برخی خاورشناسان و نیز محققان اسماعیلی مذهب، اخوان و رسائل را به اسماعیلیه منسوب کرده‌اند. در این مقاله، با شیوۀ توصیفی تحلیلی، ضمن معرفی اجمالی رسائل، نخست به دعوی اسماعیلیه و آن دسته از خاورشناسانی که رسائل را به اسماعیلیه نسبت داده‌اند اشاره می‌کنیم؛ آنگاه به دیدگاه دسته‌ای دیگر ازخاورشناسان و پژوهشگران می‌پردازیم که اخوان الصفا را در شمار اسماعیلیه نمی‌دانند. قراین درون متنی رسائل واستناد به اشعار عربی و فارسی و مطالب دیگر، این دعوی را که رسائل نوشتۀ احمد بن عبدالله بن محمد بن اسماعیل است، با تردید جدی مواجه می‌کند. همچنین، آراء اخوان در تساهل و تسامح نسبت به ادیان و مذاهب و مکاتب فکری، با شیوۀ فرقۀ اسماعیلیه مغایرت داشت. افزون بر شواهد تاریخی مانند گزارش‌های ابوحیان توحیدی، سجستانی، ابن ندیم، قفطی، این نکته سخت قابل توجه است که نویسندگان اسماعیلی مذهب به مدت دو قرن اخوان‌الصفا را نادیده گرفتند. دیگر ادله نیز حاکی است که قول انتساب مولفان رسائل به اسماعیلیه از قوت لازم وکافی برخوردار نیست.
کلیدواژه اخوان الصفا، رسائل، اسماعیلیه، خاورشناسان، ابوحیان توحیدی
آدرس دانشگاه پیام نور تهران, دانشکده الهیات و علوم اسلامی, گروه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی, ایران
پست الکترونیکی a.jalali@pnu.ac.ir
 
   A Critical Analysis of the HistoricalIntellectual Relationship between Ikhwān AlṢafā and ʾIsmāʿīlīyah  
   
Authors Jalali Alireza
Abstract    The authors of the Rasā’il Ikhwān AlṢafā (The Epistles of the Brethren of Purity) never mentioned their names, so their identity is unknown. There has been much speculation concerning their association with some sects and religions, especially the ʾIsmāʿīlīyah. For a long time, the Ismailis believed that Rasā’il was written by Aḥmad ibn ʿAbdallāh ibn Muḥammad ibn Ismāʿīl, one of the leaders of the group. Some recent orientalists also attribute the Rasā’il to ʾIsmāʿīlīyah. In this study, using a descriptiveanalytic method, first, we give a brief introduction to the Rasā’il, and we discuss the arguments of those who attribute Rasā’il to ʾIsmāʿīlīyah. Then we evaluate the arguments of the opposite side, the scholars who don’t see a relationship between Rasā’il and ʾIsmāʿīlīyah. The implicit evidence and reference to Arabic and Persian poems in Rasā’il challenge severely the idea of those who attribute the authorship of the work to Aḥmad ibn ʿAbdallāh ibn Muḥammad ibn Ismāʿīl. On the other hand, Ikhwān AlṢafā’s attitude towards other religions and sects, which shows a high degree of tolerance is not in accordance with the Ismaili views. The historical evidence such as the report of Abū Ḥayyān alTawḥīdī, alSijistānī, alQifṭī, and Ibn alNadīm, besides two centuries of ignoring Ikhwān AlṢafā by Ismaili authors, raise some doubts on attributing the authorship of Rasā’il to ʾIsmāʿīlīyah.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved