بررسی نظریه کسب اشعری و برخی از مباحث کلامی در دیوان خاقانی
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
حکمت شاهرخ
|
|
منبع
|
پژوهش هاي اعتقادي كلامي - 1402 - دوره : 13 - شماره : 51 - صفحه:129 -154
|
|
چکیده
|
ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (260-330 ه) برای یافتن راه میانه یا جبر متوسط میان اندیشههای تفویض معتزلی و جبرگرایی اشعری، نظریه «کسب» را مطرح و اعلام کرد که خداوند خالق کردارهای ارادی انسان است و انسان کاسب این کردارهاست. وی کسب را اقتران قدرت خدا و انسان دانست و بر این اعتقاد بود که فعل ارادی در پی این اقتران صورت میپذیرد. بر این اساس، انسان در وجود فعل ارادی خود تاثیر ندارد و تنها محل فعل خویش است. به همین سبب، جریان عادت الله موجب پدید آمدن قدرت و اختیار در انسان میشود و فعل ارادی وی انجام میپذیرد. بسیاری از علما، نظریه کسب را تعبیر دیگری از نظریه جبر و جبرگرایی دانستهاند. البته در جبرگرایی و کسب اشعری تطوری پیدا شد و برخی استادان کلام اشعری کوشیدند آن را به گونهای دیگر تعبیر کنند. خاقانی شروانی (520-595 ه) یکی از بزرگترین شاعران ایرانی و از گویندگان طراز اوّل زبان فارسی است که با وجود پیروی از مذهب تسنّن به معتقدات و مقدسات شیعه به دیده تکریم مینگرد. خاقانی در مذهب تعصب دارد ولی از قشری بودن اجتناب میکند؛ با این همه به مشرب کلامی اشعری به ویژه کسب اشعری تمایل دارد و در بسیاری از موارد به جبر متوسط روی خوش نشان میدهد. نتایج این پژوهش که به شیوهی کتابخانهای و مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است نشان میدهد که خاقانی در عین پذیرش جبر در سرنوشت انسان، در مواردی از اختیار هم سخن میگوید و در عین مذهب کلامی، در سرایش برخی از اشعار، بیانگر نحوهای از افکار و تعالیم اندیشه اشعری با محوریّت نظریه کسب اشعری، میباشد.
|
|
کلیدواژه
|
علم کلام، جبرگرایی، جبر متوسط، دیوان خاقانی
|
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
sh-hekmat@iau-arak.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|