>
Fa   |   Ar   |   En
   چالش های روش شناختی تعمیم رویکرد علوم طبیعی به انسان و علوم انسانی در مقایسه با امکان های اندیشۀ فطرت گرا  
   
نویسنده زارعی مجتبی
منبع فلسفه علم - 1395 - دوره : 6 - شماره : 2 - صفحه:61 -82
چکیده    بشر در دوران مدرن، شاهد تحولات بعمده‌ای از جمله گسست بوده است. قطع همبستگی میان علوم طبیعی و علوم انسانی از جمله‌ی این تغییرات به‌شمار می‌رود. در این دوره، علوم طبیعی با محوریت رشته‌هایی همچون ریاضی، فیزیک، شیمی و ... مبدل به ملکه‌ی معارف بشری شد. بهره‌ای که علوم مذکور در راستای متمتع‌شدن انسان از طبیعت توانسته بودند به او برسانند موجب شیوع این پندار گشته بود که آنها در سایر حوزه‌های معرفتی از قبیل دانش‌های مرتبط با انسان نیز می‌توانند کاربست داشته باشند به‌همین‌خاطر آنچه‌که امروزه آن را وحدت روش‌شناختی می‌نامند در همین دوره بروز پیدا کرد. تنها مرجع صدقی که علوم طبیعی به‌رسمیت می‌شناسد تجربه‌ی حسّی است و این تجربه، مصدر حقیقت است. تجربه‌ی حسّی در اندیشه‌های مبتنی‌بر طبیعت‌گرایی، پدیده‌ای خاص است و به‌همین‌خاطر نتایج حاصله از آن‌را نمی‌توان به‌دیگر رویدادهای آینده، تسرّی و تعمیم داد. ازسوی دیگر عدم‌باورمندی به تعمیم‌پذیری، شرایط وجودی قانون در اندیشه‌های مذکور را مخدوش خواهد کرد. اندیشه‌ی فطرت‌گرا امّا با به دست‌دادن تلقی منحصر‌به‌فردی که از زمان و رابطه‌اش با انسان به‌دست می‌دهد و همچنین با باورمندی‌اش به‌یک سری از اصول عام و همه‌شمول که در فطرت انسان به ودیعه گذاشته شده‌اند، تناقضات بنیادی و فراروایت‌های فلسفه‌های برآمده از علوم طبیعی را مرتفع خواهد کرد.
کلیدواژه علوم طبیعی، علوم انسانی، اندیشه فطرت گرا، اندیشه کمییت گرا
آدرس دانشگاه تربیت مدرس, ایران
پست الکترونیکی zareei@modares.ac
 
 

Copyright 2015
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved