|
|
تبیین روابط علّی مقولات موثر در نظریۀ سبکشناختی ملکالشعرای بهار
|
|
|
|
|
نویسنده
|
وطن خواه رضوان ,خاتمی احمد ,غلامرضایی محمد
|
منبع
|
تاريخ ادبيات - 1400 - دوره : 14 - شماره : 2 - صفحه:65 -84
|
چکیده
|
جایگاه علمی سبکشناسی و روششناسی آن در ایران هنوز بهدرستی معلوم نشده است. غالباً روش توصیفی و قیاسی روش مطروحه است. نزدیک به هفتاد سال از پیدایش علم سبکشناسی در ایران میگذرد، اما رویکرد نظری سبکشناختی مبدع آن، ملکالشعرا بهار، بهدرستی تبیین نشده است. پیشنهاد میشود که در ابتدا رویکرد نظری او با تلفیق تحلیل محتوای کیفی و عملیات نرم مبتنی بر فلسفۀ تفسیرگرایی، شناخته شود و الگویی شماتیک، قابلسنجش و تعمیمپذیر از نظر او عرضه گردد، سپس برای تبیین روابط علّی مقولات موثرِ نظریۀ وی، پرسشنامهای تهیه شود، متخصّصان آن را پاسخ دهند و با تکنیک دیمتل روابط موجود تجزیه و تحلیل شود. تحلیل دادهها نشان میدهد که نظریۀ بهار 6 مقولۀ اصلی دارد که تاثیرگذارترین آنها «علم و دانش»، «دانش و پیوستار ادبی» و «فرهنگ» هستند و تاثیرپذیرترین آنها «سبکپژوهی»، «جریانشناسی سبک» و «سبک» هستند؛ این نتیجه فرضیهها و مدل پژوهش مرتبط پیشین را تقویت میکند. ماتریس نهایی نشان میدهد که «علم و دانش» عامل مستقل است و «سبکپژوهی» عامل وابسته. این مقاله افزون بر اینکه مقولات اصلی رویکرد سبکشناختی ملکالشعرای بهار را در ایران نشان میدهد، میتواند تغییری در روششناسی پژوهش در زبان و ادبیات فارسی، بهویژه سبکشناسی، نیز ایجاد کند.
|
کلیدواژه
|
رویکرد نظری، سبکشناسی، ملکالشعرا بهار، تحلیل محتوا، دیمتل
|
آدرس
|
دانشگاه شهید بهشتی, ایران, دانشگاه شهید بهشتی, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه شهید بهشتی, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
mohammadgholamrezaei_iran@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
explaining the causal relations of the effective categories in the stylistic theory of malek osh-shoʻarā bahār
|
|
|
Authors
|
vatankhah rezvan ,khatami ahmad ,gholamrezaei mohammad
|
Abstract
|
the style, stylistics, and its methodology do not have a clear definition in iran yet. although nearly seventy years have passed since the emergence of stylistics in iran, the theoretical stylistic approach of its creator, malek osh-shoʻarā bahār, has not been properly explained. it is suggested that his theoretical approach be studied through qualitative content analysis and soft operational research based on interpretivism primarily, to present a schematic, measurable and generalizable model. then, in order to explain the causal relations of the effective categories in his theory, a questionnaire should be prepared for the experts to answer and the existing relations should be analyzed by demetel. data analysis shows that malek osh-shoʻarā bahār’s theory has 6 main categories, the most influential of which are “science and knowledge”, “literary knowledge and continuum” and “culture”, and the most susceptible of them are “researching style”, “the study of literary currents” and “style”. the result of the study reinforces the hypotheses and models of previous related research. the final matrix shows that “science and knowledge” is the independent factor and “research style” is the dependent factor. this article, in addition to showing the main categories of bahār’s stylistic approach, can also change the research methodology in persian language and literature.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|