پیوند «تاریخ» با «ادبیّات» در متون تاریخی زبان و ادبیات فارسی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
صالحی پریسا ,طاری قدرت اله
|
منبع
|
تاريخ ادبيات - 1396 - شماره : 81/3 - صفحه:49 -77
|
چکیده
|
متون ادبی زبان فارسی از همان آغاز، رابطهای تنگاتنگ با تاریخ و مطالعات تاریخی داشته است. در شیوه های سنّتی و مدرن، پیوسته توجه به این رابطه مطرح بوده است. امّا از آنجا که بحث پیرامون ادبیّات و تاریخ، برای اوّلین بار در آرای غربیان و بر اساس اطلاعات فعلی ما از یونان باستان، نشات گرفته است. یکی از قدیمی ترین نوشته ها که در آن به رابطۀ ادبیات با تاریخ پرداخته شده، کتاب فنّ شعر ارسطو است. با توجه به آراء او که قرن ها بر اندیشه و تفکر غربی حاکمیّت داشته است، از منظری محتواگرایانه، همواره تاریخ و ادبیات دو امر متفاوت تلّقی می شدند و بین آنها دوگانگی برقرار بوده است. در مقالۀ حاضر، با بررسی آرای ارسطو، به اصلی ترین دلیلش، مبتنی بر تفکیک این دو مقوله پرداختیم. در این بررسی عیان می شود که چگونه رویکرد سنتی، تاریخ و ادبیّات را به مثابۀ دو بخش مستقل مطرح کرده است. سپس اندیشههای متفکرین معاصرِ نقد ادبی را در ردّ تمایز تاریخ با ادبیّات، تبیین کرده ایم. نتایج بررسی ما نشان می دهد، در رویکردهای مدرن، این رابطه در چارچوبی تعاملی و نظام مند قرار دارد. با این تبیین زمینه ای مهیا می شود برای هدف اصلی این مقاله، که همانا تاکید بر ماهیّت بینارشتهای ادبیّات و تاریخ است. همچنین، در بخش پایانی این نوشتار در راستای نظریۀ پیوند ادبیات با تاریخ، حلقه های واسط و پیوندهای آن دو در متون تاریخیِ زبان ادبیّات فارسی، احصا و تبیین شده است.
|
کلیدواژه
|
تاریخ ادبیّات، متون تاریخی- ادبی، نظریّه ادبی ، گفتمان،روایت.
|
آدرس
|
|
پست الکترونیکی
|
gh_taheri@sbu.ac.ir
|
|
|
|
|