>
Fa   |   Ar   |   En
   ساخت اقتدارگرایی قدرت و سرکوب ساختاری نهادهای سیاسی در دوره دوم پهلوی  
   
نویسنده برجی سعید ,شیرخانی علی
منبع پژوهشنامه انقلاب اسلامي - 1403 - دوره : 14 - شماره : 53 - صفحه:23 -45
چکیده    هدف: پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال است که میان سرکوب ساختاری و ناتوانی رژیم پهلوی دوم در بازتولید نظم سیاسی موجود و تلاش نیروهای سیاسی برای تاسیس نظم سیاسی مطلوب (انقلاب اسلامی) چه رابطه ای برقرار بوده است؟روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق کیفی و با رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی، توصیف؛ داده ها از طریق روش کتابخانه ای- اسنادی، گردآوری و تحلیل داده ها با بهره گیری از نظریه ی سیاسی «نهادمندی و فروبست سیاسی» ساموئل هانتینگتون انجام شده است.یافته ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد رژیم پهلوی دوم با ماهیت اقتدارگرایی از طریق بکارگیری «سیاست انکار واقعیت های متعارض» به سرکوب ساختاری نهادهای سیاسی دست زد و به‌تبع آن نهادهای سیاسی امکان حل منازعه خود را از دست دادند و منازعات سیاسی خارج از چهارچوب های نهادین در مبارزه با رژیم پهلوی و کوشش برای تاسیس نظم سیاسی مطلوب و مشروع ادامه یافت.نتیجه گیری: بدان سبب که نهادهای سیاسی اصل تعارض منافع و ارزش ها را به رسمیت نمی شناختند،‌ قابلیت کارکردگرایانه ی خود را در حل منازعات از دست دادند و به جای حل منازعه به سرکوب منازعات پرداختند. بدین‌ ترتیب، زمانی که نهادهای سیاسی از کارکرد اصلی خود منحرف شوند و خصلت بی طرفی خود را در حل منازعات از دست بدهند و نتوانند همبستگی اجتماعی را ممکن نمایند، خود به تولید منازعه و بازتولید خشونت ساختاری کمک می‌کنند.
کلیدواژه اقتدارگرایی، نظم سیاسی، سرکوب ساختاری، پهلوی دوم، انقلاب اسلامی
آدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم, گروه علوم سیاسی واحد قم, ایران. , دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم, گروه علوم سیاسی, ایران.
پست الکترونیکی rooz1357@gmail.com
 
     
   
Authors
  
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved