|
|
فراز و فرود اعتماد در ایران طی نیمقرن اخیر: نگاهی به روندها، علل و پیامدها
|
|
|
|
|
نویسنده
|
کاظمی عبدالمحمد ,گودرزی محسن
|
منبع
|
مسائل اجتماعي ايران - 1401 - دوره : 13 - شماره : 1 - صفحه:181 -208
|
چکیده
|
داده های اجتماعی موجود برای چند دهۀ اخیر، حاکی از آن است که جامعۀ ایران دچار یک بحران اعتماد فراگیر و عمیق شده است. توزیع میزان اعتماد عمومی در کشورهای مختلف جهان بر اساس داده های پیمایش جهانی ارزش ها، نشان می دهد که ایران با سطح اعتمادی در حدود 15 درصد جزو کشورهای «کم-اعتماد» جهان است؛ درحالی که در جوامعی نظیر استرالیا، کانادا، سوئیس، آفریقای جنوبی و ویتنام این رقم بین 40 تا 60 درصد و در کشورهای اسکاندیناوی، هلند و چین بالاتر از 60 درصد است. در ًمقابل، کشورهای کم اعتمادی هم وجود دارند که میزان اعتماد در آن ها زیر 10 درصد است (که عمدتا شامل برخی کشورهای آفریقایی و نیز یوگسلاوی سابق می شوند که نوعی جنگ داخلی و نسل کشی را تجربه کرده اند و یا مناطقی در آمریکای لاتین که تحت کنترل کارتل های مواد مخدر هستند). در این مقاله، تغییرات اعتماد در سه سطح -اعتماد عمومی، اعتماد سیاسی و اعتماد نهادی (یا اعتماد به گروه های شغلی)- بررسی شده است. داده ها نشان می دهد که به رغم وجود روندها و نیروهای اعتمادزا، میزان اعتماد در تمامی این سطوح روند نزولی داشته و جامعۀ ایران با یک بحران بی اعتمادی فراگیر دست به گریبان است. چیزی که بر اهمیت این موضوع می افزاید آن است که شاخص میزان اعتماد اجتماعی، همبستگی مستقیمی با بسیاری از شاخص های دیگر حیات اجتماعی دارد که نشان دهندۀ یک جامعۀ سالم، کارا و امیدوارند. پیامد این وضعیت را بر اساس دو مدل مورد بررسی قرار داده ایم؛ در یک مدل سه وجهی (جامعه، دولت و بازار)، این فرضیه را طرح کرده ایم که با ضعیف شدن ضلع اجتماع دو نیروی زور و پول به عنوان نماد دو ضلع دولت و بازار فضای اجتماعی را پر می کنند. این تغییرات هم در سطح سیستمیک (برای مثال ظهور و رشد شرکت های خصولتی) و هم در سطح نظام شخصیت (به شکل اولویت منافع اقتصادی و نزدیکی به قدرت دولتی) بروز خواهد کرد. جنبه ای دیگر از تحولات جامعۀ ایران را بر اساس ماتریسی متشکل از اعتماد سیاسی و اعتماد عمومی توضیح داده ایم. در نظر گرفتن دو سطح بالا و پایین برای هریک از این دو نوع اعتماد در این ماتریس، منجر به ایجاد چهار ترکیب عمده می شود و داده های تجربی جامعۀ ایران را در ترکیبی قرار می دهد که محتمل ترین وضعیت های پیش روی آن بحران و آشوب و انسداد اجتماعی است. این همه گویای آن است که با مشکلی عمیق، جدی و نگران کننده مواجه هستیم که نیاز به پاسخی جامع و اندیشیده دارد و همین امر مواجهۀ علمی، تجربی و دقیق با این پدیده را ضروری می سازد. این مقاله گامی اولیه در آن جهت است.
|
کلیدواژه
|
اعتماد اجتماعی، سرمایۀ اجتماعی، افول اجتماع
|
آدرس
|
دانشگاه کالگری کانادا, کانادا
|
پست الکترونیکی
|
mgoodarzi@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
the ups and downs of trust in iran during the last half century:a look at trends, causes, and consequences
|
|
|
Authors
|
kazemipour abdolmohammad ,goodarzi mohsen
|
Abstract
|
the existing data for the past few decades indicate that the iranian society is struggling with a widespread crisis of trust. the global distribution of trust based on wvs data shows iran among the lowtrust countries (with 15% of population trusting others), while other societies such as scandinavian countries, the netherlands, and china have reported trust levels above 60%, others such as australia, canada, switzerland, south africa, and vietnam are between 40 and 60%, and scores of less than 10% have been reported for lowtrusting countries such as some african countries and the new states formed out of the former yugoslavia that have either experienced a civil war, genocide, or are run by drug cartels. in this article, we have studied the changes in the level of trust in three areas – general trust, political trust, and institutional trust. the empirical data show a decline in all these three areas. what adds to the seriousness of this declining trust is the close association between trust and other indicators of societal wellbeing. we have discussed the implications of this situation by placing the empirical findings in two conceptual frameworks. in one framework in which the society is understood as a triangle of state, market, and community – the decline of trust is taken as a sign of the decline of community and, consequently, the rise of the power of state and market. this is reflected at both institutional and individual levels, as evident in the rise of ‘governmentalpublicsector’ and ‘selfish individualism’. in the second framework, the findings are situated in a 2x2 matrix of high/low social/political trust. of the four possible combinations in this matrix, the situation in iran seems to be corresponding with a low/low combination on both dimensions, the most likely outcomes of which are crisis and chaos/disintegration. altogether, the data indicate that iran is facing a deep, serious, and worrisome crisis of trust a situation that requires a thorough and wellthought response based on a scientifically robust, precise, and empirical account of the current situation. this article is a step in that direction.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|