|
|
مقایسه ردپای بومشناختی، ردپای آب و اثرات محیطزیستی نظامهای تولید گندم (triticum aestivum l.) آبی و دیم بر اساس اندازه مزرعه (مطالعه موردی: منطقه بوشهر)
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سیاوشی مرتضی ,دستان سلمان
|
منبع
|
بوم شناسي كشاورزي - 1400 - دوره : 13 - شماره : 1 - صفحه:135 -155
|
چکیده
|
ارزیابی چرخه حیات (lca) یک روش مناسب برای مطالعه و بررسی اثرات زیستمحیطی تولید یک محصول در چرخه زندگی آن گیاه در سامانههای تولید است. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی چرخه حیات تولید گندم (triticum aestivum l.) و دیم بر اساس اندازه زمین در منطقه بوشهر در سال زراعی 961395 انجام شد. برای انجام پژوهش، ابتدا 200 مزرعه زیر کشت گندم شناسایی شدند که 100 مزرعه متعلق به کشت دیم در منطقه گناوه و 100 مزرعه متعلق به کشت آبی در منطقه دشتی پایش شدند. انتخاب تعداد مزرعه در هر روش بر اساس فرمول کوکران انجام شد. پس از ثبت دادهها، مزارع بر اساس اندازه در هر روش به پنج گروه بهترتیب خیلی کوچک (کمتر از دو هکتار)، کوچک (دو الی پنج هکتار)، متوسط (پنج الی 10 هکتار)، بزرگ (10 الی 15 هکتار) و خیلی بزرگ (بالای 15 هکتار) گروهبندی شدند. واحد کارکردی بر مبنای تولید یک تن عملکرد دانه در نظر گرفته شد. مهمترین شاخصهای ردهاثر مورد ارزیابی شامل گرمایش جهانی طی دوره 500 ساله، اسیدی شدن، یوتریفیکاسیون، تابش یونیزان، بدبو شدن هوا، تخلیه لایه ازون دوره 40 ساله، ردپای بومشناختی و ردپای آب بودند. یافتههای پژوهش نشان داد تمامی شاخصهای ردهاثر متعلق به مدلهای تقاضای انرژی تجمعی، تقاضای اکسرژی تجمعی، پروتکل گازهای گلخانهای، پتانسیل گرمایش جهانی طی دوره 100 ساله، ردپای بومشناختی و ردپای آب در کشت دیم بهمیزان قابل توجهی بالاتر از کشت آبی بود. علاوهبراین، شاخصهای ردهاثر متعلق به مدل cmlia nonbaseline مثل گرمایش جهانی طی دوره 500 ساله، اسیدی شدن، یوتریفیکاسیون، تابش یونیزان، بدبو شدن هوا، تخلیه لایه ازون دوره 40 ساله، مسمومیت انسان در دوره 100 ساله، مسمومیت زیستی گونههای آبزی و دریایی طی دوره 100 ساله در کشت دیم بهطور قابل توجه و بسیار بالایی بیشتر از کشت آبی بود. همچنین، شاخصهای ردهاثر فلزات سنگین منتشر شده در هوا (سرب، کادمیم، روی و جیوه)، فلزات سنگین انتشار یافته در آب (کروم، روی، مس، کادمیم، جیوه، سرب و نیکل)، انتشار نیترات، فلزات و آفتکشها به خاک، انتشار nox، sox، آمونیاک، گرد و غبار، cod، فسفر و پتاسیم نیز در روش کشت دیم بسیار بالاتر از کشت آبی بود. در روش کاشت آبی، با افزایش اندازه مزرعه از خیلی کوچک به خیلی بزرگ انتشار تمامی آلایندههای مورد بررسی روند کاهشی را نشان دادند، ولی در کشت دیم متغیر بود که بیشترین مقدار متعلق به مزارع خیلی کوچک بود. متغیر بودن مقدار این شاخصها بر اساس اندازه مزرعه در کشت دیم میتواند بهدلیل تغییرات کمتر مقدار خروجی (عملکرد) و تمامی ورودیها در مزارع خیلی کوچک تا خیلی بزرگ باشد. لذا، این نتایج نشان میدهد که سهم آلایندهها در کشت آبی در مقایسه با کشت دیم در منطقه بوشهر کمتر است. بنابراین، میتوان با کشت آبی گندم و استفاده از کود سبز، خاکورزی حفاظتی، راهاندازی سامانههای آبیاری نوین و استفاده بهینه از منابع آب به افزایش بهرهوری آب و کاهش اثرات محیطزیستی منجر شد.
|
کلیدواژه
|
انتشار فلزات سنگین، پتانسیل گرمایش جهانی، تقاضای اکسرژی تجمعی، یوتریفیکاسیون
|
آدرس
|
دانشگاه پیام نور, گروه کشاورزی, ایران, پژوهشگاه بیوتکنولوژی کشاورزی ایران, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Comparsion of Ecological Footprint, Water Footprint and Environmental Impacts of Irrigated and Rainfed Wheat Production Systems based on Farm Size (Case Study: Boushehr Region)
|
|
|
Authors
|
siavoshi morteza ,Dastan Salman
|
Abstract
|
Introduction[1] Nowadays, agriculture plays a major role in environmental pollution, and knowledge regarding reducing input utilization in such systems can help us to decrease the limited input resource consumption and the consequent greenhouse gas (GHGs) emissions and environmental impacts. Environmental assessment is one of the accepted ways for achieving sustainable agricultural goals. Hence, life cycle assessment (LCA) is an appropriate way to study the environmental impact of a crop plant producing in its whole life cycle in production systems. Moreover, life cycle assessment (LCA) is an appropriate method for studying the environmental impacts of a crop product throughout its life cycle in production systems. Therefore, this research was carried out with the aim of evaluating the life cycle of irrigated and rainfed wheat productions based on the farm size in Bushehr region in 201617. Material and Methods To conduct research, at first, 200 wheat fields were identified which 100 farms belonging to rainfed cultivation in the Genaveh region and 100 farms belonging to irrigated cultivation in the Dashty region were monitored. After data recording, farms in each method were classified into five groups in terms of size level, including very small (1), small (25 ha1), medium (510 ha1), large (1015 ha1) and very large (>15 ha1). For each impact category, correspond characterization factors were used based on cumulative energy demand (CED), cumulative exergy demand (CexD), greenhouse gas protocol (GGP), IPCC 2013 GWP 100a, ecological footprint (EF), and water footprint (WF) methods in SimaPro8.2.3 software. Results and Discussion The findings of this study demonstrated that all impact category of cumulative energy demand (CED), cumulative exergy demand (CexD), greenhouse gas protocol (GGP), IPCC 2013 GWP 100a, ecological footprint (EF), and water footprint (WF) in rainfed cultivation were significantly higher than irrigated cultivation. In addition, the impact category indices associated with the CMLIA nonbaseline model, such as global warming 500a, acidification, eutrophication, ionizing radiation, malodorous air, ozone layer depletion 40a, human toxicity 100a, freshwater and marine aquatic ecotoxicity 100a in rainfed cultivation, were significantly higher than irrigated cultivation. Moreover, impact category of heavy metals emitted into the air (Pb, Cd, Zn, and Hg), heavy metals emitted into water (Cr, Zn, Cu, Cd, Hg, Pb, and Ni), nitrate into soil, metals into soil, pesticide into the soil, and emission of NOx, SOx, NH3, dust, COD, phosphorous and nitrogen in the rainfed method was much higher than irrigated cultivation. In irrigated planting method, with increasing farm size from very small to very large, all of the pollutants revealed a decreasing trend, but it was varied in rainfed cultivation, with the largest amount belonging to very small farms. According to the results, it is possible to improve productivity by reducing nitrogen and fuel consumption as well as mechanization of agricultural crops. Based on the findings, it can be argued that farmers in both systems consider economic efficiency in production and are less likely to pay attention to environmental sustainability. It seems that by reducing the government subsidies related to chemical inputs and promoting conservation planting systems, the gap created could be offset to increase economic and environmental productivity in wheat cultivation in the region. Conclusion The variability of these indicators based on farm size level in rainfed cultivation can be due to lower variation in output (yield) and all inputs from very small to very large fields. Therefore, these results show that the share of pollutants in irrigated cultivation is lower than in rainfed cultivation in the Bushehr region. This issue is of great importance from the ecological point of view because the source of nonrenewable energies, which are mostly fossil fuels, and the reliance on these resources in the future, is fraught with great risks.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|