جایگاه پدیدارشناسی در تحلیل معماری و محیط
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
شیرازی محمدرضا
|
|
منبع
|
معماري و شهرسازي آرمان شهر - 1392 - دوره : 5 - شماره : 11 - صفحه:91 -99
|
|
چکیده
|
اگرچه پدیدارشناسی اساساً بحثی فلسفی است که در پی شرح آشکارگی و هویدایی بی واسطه پدیدارها بر آگاهی ما استو از سوی فیلسوفان بزرگی چون هوسرل، هایدگر، مرلوپونتی و باشلار شرح و بسط یافته است، اما دامنه نفوذ و تاثیر آنهرگز بر فلسفه محدود نگردیده است، بلکه عرصه های مختلف دانش و هنر از دین و جامعه شناسی گرفته تا نقد هنری را دربر گرفته است. در این میان معماری و شهرسازی جایگاه ویژه ای دارد. همزمان با تفکر فرانوگرایی که در آن نظریه پردازانمعماری و معماران در پی بازخوانی انتقادی معماری مدرن بوده اند، پدیدارشناسی فلسفی توانست نقطه عزیمت مطمینیرا برای آنان فراهم آورد و افقی نو به روی درک و دریافت معماری و محیط بگشاید. این مقاله در پی آن است تا با مطالعهمتون اصلی پدیدارشناسان در دو عرصه فلسفه و معماری، وضعیت پدیدارشناسی معماری و محیط را مورد توجه قراردهد. در این راستا ابتدا پدیدارشناسی فلسفی که نقطه عزیمت پدیدارشناسان معماری بوده مورد بررسی قرارگرفته و بااشاره به تفاوت قرایت های پدیدارشناسان نشان داده می شود که چگونه هر یک بر حسب اهداف و دغدغه های خاص خودتلقی متمایزی از قابلیت ها و اهداف پدیدارشناسی دارند. در نهایت وضعیت پدیدارشناسی معماری و محیط در مقایسهبا موقعیت پدیدارشناسی فلسفی مطالعه شده و خاطرنشان می گردد که این وضعیت عمدتاً متاثر از اندیشه های دوپدیدارشناس برجسته، مارتین هایدگر و موریس مرلوپونتی است.
|
|
کلیدواژه
|
پدیدارشناسی ,معماری ,فلسفه ,تحلیل محیط ,نظریه معماری ,کنش معماری
|
|
آدرس
|
دانشگاه فنی برلین, دپارتمان معماری, آلمان
|
|
پست الکترونیکی
|
m.shirazi@mail.tu-berlin.de
|
|
|
|
|
|
|