>
Fa   |   Ar   |   En
   عزیمت غیرساختارمند نظام ادلّه اثبات کیفری به وادی کشف حقیقت با تاکید بر قسامه  
   
نویسنده علی پور عادل ,گلدوزیان حسین
منبع مطالعات فقه و حقوق اسلامي - 1400 - دوره : 13 - شماره : 25 - صفحه:359 -390
چکیده    هر نظام عدالت کیفری و از جمله، نظام کیفری فقهی که تاثیر مستقیم بر حقوق کیفری ایران دارد در پی شناسایی، استخدام و ساماندهی کارآترین ابزارهای «مشروع» و «منصفانه» در راستای کشف حقیقت است تا با الزام قضات و سایر کنشگران عدالت کیفری به استفاده از این ابزارها، امکان تحقّق عدالت و صدور احکام برحقّ فراهم گردد. دوازده بار استفاده از عبارت کشف حقیقت در قانون آئین دادرسی کیفری نشان می دهد که قانونگذار در نقطۀ مقابل برخی تلقّی ها از قواعد فقهی، هدف دادرسی را نه فصل خصومت، بلکه کشف حقیقت می داند، اما برخی قواعد و احکام فرعی فقهی در بحث ادلّه اثبات دعوا وجود دارند که پذیرش بی چون و چرای آنها می تواند مسیر نیل به کشف حقیقت را دشوار کند. قانونگذار سعی کرده است با عزیمت از رویکرد تعبّدی به رویکرد تعقّلی، از رویکرد کمّیتی به رویکرد کیفیّتی، از علم شخصی به علم نوعی و از موضوعیّت داشتن ادلّه به طریقیّت داشتن آن، از موانع خودساخته کشف حقیقت عبور کند. این مقاله در پی آن است تا ذیل هر یک از این عزیمت ها و با تاکید بر قسامه، به روشی توصیفی تحلیلی با شرح آن دسته از احکام فرعی حاکم بر ادلّه اثبات دعوا در فقه امامیه که باورمندی جزمی و نامنعطف به آنها امکان تعبیۀ موانعی در مسیر کشف حقیقت را محتمل می سازد، رویکرد قوانین موضوعۀ کنونی به پذیرش ادلّه اثبات نوین و علمی بدون تخدیش ساختارهای فقهی مربوطه را مورد تحقیق و بررسی قرار دهد.
کلیدواژه فصل خصومت، کشف حقیقت، ادله اثبات، علم قاضی، قسامه
آدرس دانشگاه مازندران, ایران, دانشگاه گلستان, گروه حقوق و الهیات, ایران
پست الکترونیکی hossein_goldouzian@yahoo.com
 
   Unstructured departure of the system of criminal demonstrative evidence to the valley of truth discovery with emphasis on Qasameh  
   
Authors Alipour Adel ,Goldouzian Hossein
Abstract    Every criminal justice system, including the jurisprudential criminal system with direct impact on Iran’s criminal law, seeks to identify, use and organize the most effective and fair legitimate tools to discover the truth in order to provide the possibility of achieving justice and issuing just verdicts by forcing judges and other criminal justice activists to use these tools. Using the phrase discovery of truth for twelve times in the Criminal Procedure Code shows that in contrast to some interpretations of jurisprudential rules, the legislator, considers the purpose of the trial not the disposal of hostility but the discovery of truth. However, there are some jurisprudential rules and subrules about demonstrative evidence, which accepting them unequivocally can make the path difficult to reach the goal of truth discovery. The legislator has tried to overcome the selfmade obstacles to the discovery of truth by moving from the devotional approach to the rational approach, from the quantitative approach to the qualitative approach, from personal knowledge to common knowledge, and from the subjectivity of evidence to the methodology of them. This article seeks to study the approach of the present positive law to the acceptance of new and scientific demonstrative evidence without compromising the relevant jurisprudential structures, under each of these departures and with emphasis on Qasameh. And in order reach our goal, we also used descriptiveanalytical method and described those subrules governing the demonstrative evidence in Imami jurisprudence that dogmatic and inflexible belief in which can cause obstacles in the way of discovery of the truth.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved